تبلیغات
نگین عشق
نگین عشق

شاد باشید و از زندگی لذت ببرید


دانلود نفس با کیفیت عالی

 

سرور اول

کیفیت MP3 / 128 KB

برای دانلود روی لینک آهنگ راست کلیک زده، سپس Save Target As را انتخاب نمایید.

دانلود آهنگ نفس

 

Nafas - Sesong.Blogfa.Com

جمعه 7 آبان 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

هانیه توسلی

هانیه توسلی

.
هانیه توسلی
ملیت ایرانی
تولد ۱۷ خرداد ۱۳۵۸
همدان، ایران
سال‌های فعالیت ۱۳۷۹ تا حال

هانیه توسلی در همدان بدنیا آمد. فارغ التحصیل ادبیات فیلم‌نامه‌نویسی از دانشگاه آزاد تهران است. او تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در «شب‌های روشن» از «هفتمین جشن خانه سینما» (۲۲ شهریور ۱۳۸۲) دریافت کرد.

 

[ویرایش] زندگی نامه

وقتی نمایش پدر دوست‌داشتنی با بازی او، در یکی از جشنواره‌های تئاتر، در تبریز روی صحنه رفت، نصرالله قادری که به عنوان داور آنجا حضور داشت، هانیه توسلی را برای بازی در نمایش پدر انتخاب کرد. یک سال پس از آن، در فیلم کوتاه روی جاده نمناک (مهدی کرم‌پور) و سریال غریبه (جواد اردکانی) بازی کرد و سرانجام با شام آخر وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد. او دانش‌آموخته ادبیات نمایشی در دانشگاه آزاد است و علاقه‌مند به عکاسی و نقاشی. در نمایش‌های قرمز و دیگران و گل‌های شمعدانی (محمد یعقوبی) بازی کرد که به خاطر دومی، کاندیدای دریافت جایزه شد. همچنین نمایش باله روی سطرهای بی‌معنی (لیلی عاج) با بازی بداهه او مورد توجه قرا گرفت و ۲ سال پیش به خاطر بازی در شب‌های روشن (فرزاد موتمن) در جشن خانه سینما تحسین شد و امسال با یک شب در کن حضور داشت. شام آخر اولین فیلم به نمایش درآمده از هانیه توسلی و محمدرضا گلزار بود، زوجی که پس از آن مسیری متفاوت را پیمودند، گلزار به سینمای تجاری پیوست و توسلی سعی کرد در فیلم‌های جدی‌تری بازی کند. به این ترتیب پس از بازی در ۲ فیلم «بدنه‌ای، در شب‌های روشن، در یکی از ۲ نقش اصلی جلو دوربین رفت و اجرای موفقی داشت. موفقیت نسبی این فیلم نزد مردم و منتقدان و جایزه‌ای که برد، این بازیگر جوان را خیلی زود چهره کرد. دقت و حوصله او در انتخاب نقش‌هایش به نحوی است که پس از یک تجربه ناکام، دیگر کار تلویزیونی نکرد، گاهی در تئاتر کارش را ادامه بدهد و هراسی از بازی در نقش‌های کوتاه نداشته باشد. تاکنون وی در ۹ فیلم بلند بازی کرده که ۳ تای آخری هنوز نمایش داده نشده‌اند، فیلم‌هایی که هر کدام می‌توانند چیزهای تازه‌ای درباره‌اش به ما بگویند. یک شب جزو معدود فیلم‌های سینمای ایران است که با حضور بازیگری حرفه‌ای، در عرصه جهانی مطرح می‌شود. کافه ستاره ظاهرا یک فیلم کاملا تجاری است با بازیگران متعدد و سرانجام زمان می‌ایستد، طبق گفته کارگردانش، فیلمی است متکی بر بازیگر، هانیه توسلی تنها بازیگر این فیلم علیرضا امینی است. نکته قابل ذکر در مورد نحوه ورود هانیه توسلی به سینما این است که ورودش همزمان شد با دوران احیای کتایون ریاحی و توجه به نقش اصلی او در شام آخر، بازیگران دیگر را به حاشیه می‌راند، اما توسلی که در یک ملودرام معمولی، نقش مکمل را بر عهده داشت و سپس فیلم کاملا ناموفق فیلم (محمدعلی سجادی) را تجربه کرد، در گام سوم، موقعیت خویش را در حد یک بازیگر محبوب ارتقا داد. این محبوبیت حاصل بازی در فیلمی تجاری نبود و همین مسئله چهره تازه‌ای را برای او به همراه داشت. درست در زمانی که می‌رفت تا در نقش زنان روشنفکر فیلم‌های مختلف کلیشه شود، جلو دوربین سامان مقدم قرار گرفت.



شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

حسین اكبری

متولد ۱۸ اذر ۱۳۶۷ در تهران...تک فرزند خانواده

دارای دیپلم بازیگری از هنرستان بازیگری

بهترین تفریحات:ورزش(شنا). دیدن فیلم و تئاتر.مسافرت

ورزش مورد علاقه:شنا

بهترین فیلم سینمایی:سوپر استار و اتوبوس شب

بهترین مجموعه تلویزیونی: پس از باران و شب دهم

بازیگر مورد علاقهشهاب حسینی وحامد بهداد و پرویز پرستویی و مارلون براندو و دی کاپریو

کارگردان موردعلاقه:بیضایی و مجیدی و  محمد حسین لطیفی و سعید سلطانی و اسکورسیزی و  چاپلین 

دوست دارد در کنار کارگردانانی چون: بهرام بیضایی و سعید سلطانی و اقای مقدم

و همچنین در کنار بازیگرانی چون:رضا بابک  و پرویز پرستویی و شهاب حسینی و حمید گودرزی

بازی کند

گل مورد علاقه:رز و نرگس

رنگ مورد علاقه:ابی فیروزه ای

شاعر مورد علاقه: سهراب سپهری

خواننده ی مورد علاقه: سنتی استاد شجریان و  پاپ احسان خواجه امیری

 

سوابق:

بازی در فیلم کوتاه کارنامه در سال ۸۳  که در جشنواره فیلم کوتاه تهران جایزه ی بهترین کارگردانی رو دریافت کرد

بازی در فیلم سینمایی زمان بازی در سال ۸۱که اکران نشد.

بازی در فیلم سینمایی بر بوم زمان در سال ۸۱ به کارگردانی اقای محمد تقی راوندی

بازی در مجموعه ی روزی بود روزی نبود به کارگردانی اقای محمد مختاری (اپیزود ۱۱ و۲۰)

بازی در مجموعه ی گل بارون زده  در سال ۸۶به کارگردانی اقای عباس رنجبر

بازی در مجموعه بهار دل در سال ۸۶به کارگردانی اقای مجتبی اسدی پور

بازی در سریال دارقالی در سال ۸۳به کارگردانی اقای محرم زینال زاده که متاسفانه پخش نشد

بازی در تئاتر در قاب ماه به کارگردانی اقای حسین مسافر استانه که در دو سال متوالی در سال های ۸۶ و ۸۷ درسالن شهید افراسبی در مجموعه شهید شیرودی و در تالار وحدت بر روی صحنه رفت که استقبال خوبی از این نمایش شد.

در تئاتر دختران بی وفا دستیار کارگردان امیر اتشانی بود

چند فیلم کوتاه هم ساخته به نام های انتظار سرخ . دلم برای شهر میسوزد . اتلیه ی سرگردان و مدار صفر درجه

هم اکنون هم شاهد اجرای عالی و پر انرژی ایشون در برنامه عصر بخیر بچه ها به کارگردانی اقای محمود سلامیان هستیم که مورد استقال چشم گیری از سو ی کودکان و نوجوان شده است... حسین اکبری از اذر ۸۷ به این گروه پیوسته و تا به امروز ما شاهد اجرای مملو از انرژی و نشاط و تنوع این مجری ـ بازیگر توانا هستیم

 خبر  دیگر: حسین اکبری از خدمت سربازی معاف شد.



شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

محسن افشانی

جدید بیوگرافی محسن افشانی

محسن افشانی این مجری و بازیگر نوپا در یازدهم فروردین 1368 چشم به جهان گشود . رشته اش در دبیرستان ریاضی فیزیك بوده . به مهندسی شیمی و میكانیك خیلی علاقه داره . صاحب یك خواهر بزرگتر از خودش هست كه اگه كسی مزاحمش بشه مزاحم رو پودر می كنه !!! از كودكی دوست داشت بازیگر بشه ولی با دادن تستی سر از كار مجری گری در آورد.اولین برنامه اش در مجری گری آستانه بود بعد در برنامه های «ما دو تا»، «بوم سفید» و «سلام بهار» نیز به عنوان مجری ظاهر شده و در حرفه بازیگری در گاراگاهان و ترانه مادری حضور داشته. شیرین ترین خاطراتش رو اتفاقاتی می دونه كه در حین مجری گری زنده براش می افته. در وب نویسی هم دست داره و 2.5 سال نیمه كاره وب نویسی انجام داده .دوستانش از خطش خیلی تعریف می كنند.
حرفهای خصوصی :

تکیه کلام:عسیسم .شبیه پدر بزرگشه
خواننده مورد علاقه محسن:احسان خواجه امیری و محسن نامجو
بازیگر مورد علاقه : حامد بهداد
مجری مورد علاقه : رشید پور
بهترین فیلم : نقاب
وزن : 62
محل اقامت : تهران پارس
غذای مورد علاقه : كوكو سیزی
اغلب عصبانی نمی شه و اگه عصبانی بشه زمین و زمان به هم می دوزه
درس مورد علاقه : جغرافی
عدم تخصص : خانه داری
صدقه دادن را خیلی دوست دارد
تافل می خونه
ازبادمجان. پیاز. كدو.فلفل دلمه ای در غذا ها وواژه ی تكرار بدش میاد
خصوصیات اخلاقی : حسود و خواه البته مثبت
هنگام عصبانیت ایت الكرسی می خونه
رنگ مورد علاقه : قرمز
رنگ بهترین لباس : مشكی
ترس از رفیق بد داره
شغل پدر : چوب و دكوراسیون داخلی
بهتری سال زندگی اش:سال1393 كه پدرش قصد داره كت و شلوار دامادی تنش كنه
آخرین باری كه گریه كرده چند ماه پیش بوده .كنار جسم بی جان پدر بزرگش
به همسایه هاشون میگه خاله
ماشین : 206 مشكی گوشی : N95:cheshmak::gol:
__________________
سحرگاهان که عرش کبریایی

می سراید نغمه ی توحید و تو

آهسته می خوانی قنوت لحظه هایت را

میان ربنای سبز دستانت دعایم کن




شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

امین حیایی

Image

امین حیایی متولد ۱۹ خرداد ۱۳۴۹ در قیطریه تهران است، او فرزند بزرگ خانواده است، برادر کوچکتر او امید نام دارد که در کار های مربوط به موسیقی فعالیت میکند، نام همسر او نیلوفر خوش خلق است و آنها دارای یک پسر به نام دارا حیایی میباشند، امین مادرش را تک ستاره ی زندگیش میداند وبه او علاقه ی شدیدی دارد، مادرش معلم است وپدرش شغل آزاد دارد. رنگ مورد علاقه ی او سبز است، به بازی بازیگرانی نظیر ال پاچینو و عزت ...انتظامی علاقه دارد، والیبال و موج سواری ورزش های مورد علاقه ی او هستند، یک خواهر زاده به نام امیر علی دارد که او را بسیار دوست می دارد، دایی امین نیز از نقاشان ایران محسوب میشود. به قول رضا رشید پور (در برنامه ی عبور شیشه ای از همان بچگی نیز پولساز بوده است به این ترتیب که بچه های همسایگان را در پارکینگ منزل جمع می کرد وبا چوب وحلب وپارچه نمایش به راه می انداخت وپانتومیم اجرا می کرد در ضمن بلیط های این نمایش به گفته ی خودش دانه ای یک قران بوده است.)
امین حیایی از میان بازیگران زن سینما ی ایران با هدیه تهرانی و مهناز افشار راحت است، محمد رضا گلزار نیز یکی از دوستان صمیمی او در عرصه ی سینما است. اولین تجربه ی سینمایی او دو همسفر به کارگردانی اصغر هاشمی است که ثریا قاسمی او را کشف و به این کارگردان معرفی نمود در ضمن امین حیایی زندگی هنری خود را مدیون اوست. از سال ۱۳۷۰ وارد عرصه ی هنر شده است، شروع کار طنز او با فیلم عروس خوش قدم است ۸ یا ۹ سال است که هم گیتار می نوازد وهم میخواند، نوازندگی را بیشتر از خوانندگی دوست داردو در فیلم بوی بهشت بالاجبار نقش یک خواننده را بازی کرد. در سال ۱۳۷۳ با پرویز پرستویی در فیلم آپارتمان همبازی شد، برای بازی در فیلم زن زیادی به کارگردانی تهمینه میلانی برنده ی سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد شد، نقش مکمل عروس خوش قدم برای او کاندیداتوری جشن خانه ی سینما را برایش به ارمغان آورد وهم چنین نقش اصلی دختر ایرونی که با بازی روانش جایزه ی حافظ جشن دنیای تصویر را از آن خود کرد از نظر او زیاد بازی کردن اشکالی ندارد زیرا دوران اوج و سرحالی یک بازیگر چندان طولانی نیست پس بهتر است از این سال های طلایی نهایت استفاده را بکنی!می گوید سعی میکنم در هر فیلمی بهترین بازی ام را ارائه دهم تا فیلم در گیشه با فروش خوبی روبرو شود وخیلی به این موضوع که امین حیایی بازیگر بفروشی است اعتقاد ندارم (که البته این هم از فروتنی وتواضع ایشان است )می گوید از پیری نمی ترسم پیری هم جزئی از زندگی است و فکر میکنم دوران شیرینی باشد وکسانی که میخواهند پیری من را ببینند به فیلم شام عروسی مراجعه کنند امین می گوید کلاه پهلوی سریالی ماندگار خواهد شد زیرا تیم بازیگری آن حرفه ای وکارگردان توانمندی دارد، امین بیشتر اوقات وقت رفتن به سینما را ندارد ومنتظر می ماند تا سی دی آنها به بازار بیاید البته سی دی مجاز فیلم ها و بعد آن را از تلویزیون منزل تماشا میکند، ابتدا قرار بود امین حیایی نقش ناصر ملک را در فیلم قرمز بازی کند وحتی فیلم قرمز تا دو هفته با بازی او فیلمبرداری شد اما سرانجام امین حیایی به دلیل بیماری از این فیلم کنار کشید و حدود ده سال بعد با فریدون جیرانی کارگردان فیلم قرمز در سه فیلم جداگانه ی ستاره ها کار کرد تا به امروز دو کاست با صدای خودش روانه ی بازار کرده است فروش میلیاردی اخراجی ها او را به یکی از پولساز ترین بازیگران مرد سینمای ایران تبدیل کرد، می گوید اگر سی دی غیر مجاز اخراجی ها وارد بازار نمی شد این فیلم به راحتی در تهران سه میلیارد تومان می فروخت، محمد رضا شریفی نیا از حضور او در بیشتر فیلم های سینمایی استفاده میکندو جدیدترین همکاری مشترک آنها در فیلم دایره‌ی زنگی به کارگردانی پریسا بخت اور است و...خیلی ها می گفتند او به درد بازیگری نمی خورد اما در حال حاضر حیایی یکی از گرانترین بازیگران سینمای ایران است که به خاطر پرکاری‌اش عملا به پر در آمد ترین بازیگر سینمای ایران تبدیل شده است.


فیلم شناسی:

دوهمسفر 1370

دوروی سکه 1371

پرتگاه 1372

حامی 1372

مرد کوچک 1373

گارد ویژه 1374

براده های خورشید 1374

سیب سرخ حوا 1376

علف های هرز1377

دست های آلوده 1378

بادام های تلخ 1378

تکیه برباد 1379

مانی وندا 1379

مونس 1379

مزاحم 1380

اثیری 1380

عروس خوش قدم 1381

دختر ایرونی 1381

بوی بهشت 1381

رز زرد 1381

کما 1382

شکلات 1382

مهمان مامان 1382

عروس فراری(۱۳۸۳)

نقاب 1383

سرود تولد 1383

چه کسی امیر را کشت؟ 1384

ستاره ها 1384

شام عروسی 1384

آکواریم 1384

تله 1384

سنگ کاغذ قیچی 1385

مهمان 1385

هرشب تنهایی 1386

و دایره زنگی 1386

شب 1386


مجموعه تلویزیونی:


آپارتمان 1372

روزگار جوانی 1377

همسایه ها 1379



شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

متولد ماه آذر سال ۱۳۶۳

آخرین مدرک تحصیلی :  فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر از دانشگاه آزاد تهران

سابقه هنری :  از دوران کودکی در فعالیتهای هنری شرکت داشته .  در  سال سوم راهنمایی اولین کار بازیگیری خود را انجام داده و به خاطر تحصیل بعد از آن کار جدیدی نداشته است .

آموزش دوره بازیگیری : سیاوش خیرابی دوره بازیگری خود را در کانون سینماگران سپری کرده است .

کارهای او تا کنون :   تله فیلم تلخون  -  سریال ترانه مادری



شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

نیماشاهرخ شاهی

متولد 17 مرداد 1360
مدرک تحصیلی: دانشجوی رشته عمران
با بازی در نقش امیرعلی در فیلم مکس (سامان مقدم، 1382) به سینما آمد. اما سه
سال طول کشید تا با بازی در نقش اول فیلم پارک وی (فریدون جیرانی، 1385) بدرخشد.
......................................................
مجموعه آثار:
- مکس (سامان مقدم، 1382)
- پارک وی (فریدون جیرانی، 1385)



عکس های نیما شاهرخ شاهی


شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

شاهرخ استخری


برای دیدن این عکس به اندازه بزرگ، روی این قسمت کلیک کنید.


حالا بیوگرافی

بچه بعضی ها سوال کرده بودن که پدر مادر شاهرخ استخری چه طوری فوت کردن منم در جواب باید بگم که درست نمی دونم ولی فکر کنم که تو تصادف فوت کردن

شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد و 27 ساله ای که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به گفته ی خودش الف بای بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته..........جوانی با انگیزه دوست داشتنی و مودب که از گفت و گو با او بسیار لذت بردیم..............
بخوانیم مصاحبه با شاهرخ استخری محمد امیر (مثل هیچکس)..............
از یک رزومه شروع کنیم:
-اولین کارم در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال 81-82 بازی کردم بعد یک دوره ی بازیگری هم دیدم زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کردم و 5 تا کار کوتاه هم بازی کردم که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری م هم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردیم با سیاوش خیرابی و مجید سالم که دوست دارم اسمش رو ببرم و امیدوارم موفق تر بشه و بعد از اون هم خود اقای امینی من رو به اقای مقدم برای فیلم پریدخت معرفی کردند
رشته ی تحصیلی ت چیه؟
-مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی 78
مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها وسیستم چه ربطی داره به بازیگری؟
-هیچ ربطی نداره......تقریبا" سال اخر دانشگاه بودم که کار تئاتر اسب ها رو بازی کردم
از قبل علاقه داشتی؟
-از بچگی ولی یادمه روم نمیشد بروم جلوی دوربین
اقای امینی چی توی شما دیدند که برای اولین حضورتون یکی از نقشهای اصلی رو بهتون پیشنهاد دادند؟
-اقای امینی یک شخصیه که واقعا" دغدغه ی معرفی بازیگر داره من میتوانم یک لیست بلند بالا از بازیگر تا عوامل پشت صحنه نام ببرم که اقای امینی برای اولین بار معرفی شون کرده
اولین جرقه برای بازیگر کی در ذهنتون زده شد؟
-به دلیل حساسیت خانواده ام به تحصیل سال اخر بود که چند اموزشگاه رفتم برای ثبت نام بازیگری و حداقل کاری که میتونستم انجام بدهم این بود که یک دوره ی اموزشی ببینم و اینکه با یک سری جوون در یک موسسه باشی و بین اون همه جوون مستعد بازی کنی و با اونها تمرین میکنی
چرا از بین اون همه جوون شاهرخ استخری شد؟
-خیلی ها هم شدند ولی خیلی هایی که نشدند امیدوارم بشوند چون ما دیدیم که چه استعدادهایی دارند ولی خودم واقعا" نمیدونم شاید خدا خواسته من تو این زمان وارد این عرصه بشوم نه شش سال قبل و چقدر خوب
اگه پدرتون به درس خواندنتون علاقه داشت چرا نرفتید دنبال تحصیلات رشته ی هنر؟
-اتفاقا" رفتم برای فوق لیسانس رشته ی هنر رو امتحان دادم ولی رتبه ام شد 400 و نتونستم چون نخواندم.............

حالا هم مصاحبه جنجالی و جدید شاهرخ با عنوان این قسمتم بوده

به رسم سالهای گذشته در پاییز امسال سریالی دیگر در حال پخش از شبكه سوم است كه از پنج ماه پیش كلید خورد و تصویربرداری آن همچنان ادامه دارد. این سریال شبانه، نامش «دلنوازان» است و به طور حتم تاكنون قسمتهای پخش شده از آن را دنبال كرده‌‌اید، یك سریال پربازیگر كه به طور حتم در شمارههای آینده از دیگر بازیگران این مجموعه برایتان خواهیم نوشت. اما در این شماره با دو بازیگر جوان این مجموعه یعنی شاهرخ استخری و سیاوش خیرابی گفتگویی ترتیب دادیم كه در ادامه خواهید خواند. البته در یك سال اخیر دو گفتگو با سیاوش داشتیم كه به طور حتم آنها را دنبال كردهاید و از زندگی سیاوش بیشتر میدانید، ولی از آنجا كه تاكنون با شاهرخ گفتگویی نداشتیم، گفتگوی ما كمی با شاهرخ استخری طولانیتر است.


گفتگوی ما با شاهرخ در منزلش انجام شد، در هنگام بازی پرسپولیس – پیكان كه هم فوتبال دیدیم و همه مصاحبه كردیم، بارها به خاطر لحظات حساس آن بازی، گفتگو كات شد و دوباره پس از لحظاتی دنبال شد. فكر نمیكردیم كه استخری در حین گفتگو، آنقدر با وسواس به پرسشها پاسخ بدهد، او پس از گفتگو، صفحات تایپ شده را از ما خواست تا دوباره مصاحبهاش را چك كند و... تصاویری هم كه از این دو بازیگر گرفتیم، در لوكیشن اصلی این سریال در یكی از محلههای شمال تهران گرفته شد و زحمت این عكسها برعهده «اورنگ خیرابی» برادر سیاوش بود كه در كار خود مهارت خاصی دارد و جا دارد از او تشكر كنیم. راستی یك اتفاق جالب... زمانی كه خواستیم از اورنگ CD عكسها را بگیریم، ساعت 10 شب بود، هنگامی كه در آپارتمانش را بست و بیرون آمد، تازه متوجه شد كه كلیدش را در آپارتمان جاگذاشته است و خلاصه... كه این موضوع در نوع خودش برایمان جالب بود، بعضی مواقع برای گرفتن یك گزارش، كارها گره میخورد و به دقیقه 90 هم كشیده میشود. در پایان جا دارد از دوست خوبمان؛ آقای مهران مهام به همراه ایرج محمدی؛ تهیهكننده سریال تشكر كنیم كه مانند همیشه ما را در تهیه این گزارش یاری دادند.
مهندس بازیگر
چهاردهم مهرماه سال 59 به دنیا آمدم، فرزند بزرگ خانوادهام و بعد از من دو خواهر دیگر به دنیا آمدند، پدرم مهندس شیمی است و مادرم لیسانس زبان است، پس از اینكه خواهرم به دنیا آمد، مادرم خانهدار شد. خودم هم ورودی سال 78 هستم و مهندسی صنایع خواندم، برای فوقلیسانس هم در رشته سینما شركت كردم كه متاسفانه قسمت نشد.
او در مورد آغاز بازیگری برایمان میگوید: «سال سوم دانشگاه كه بودم، یكی از دوستانم «هاشم مهدوی» كه میدانست به دنیای سینما علاقهمندم، مرا به آقای رحمانیان معرفی كرد، وی آن سال كارگردانی تئاتر «اسبها» را برعهده داشت و من هم به همراه 20، 30 نفر دیگر در كنار بزرگانی چون؛ داوود رشیدی، رضا بابك، علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، بهناز جعفری، هومن برقنورد و... بود، نقش ما پررنگ نبود، ما یك تیم بودیم كه با پاهایمان روی صحنه، ریتم میزدیم. سپس توسط یكی از دوستانم به كلاس بازیگری رفتیم، حضور در آن تئاتر هم، باعث شد تا من بازیگری را ادامه بدهم، شاید برایتان جالب باشد كه بگویم، حضور در آن تئاتر به همراه اجرای شبانه و تمرین، دستمزدی 170 هزار تومانی داشت كه به من خیلی چسبید! پس از آن كلاسها، یك دوره پیشرفته زیرنظر حبیب رضایی، پیام دهكردی، هدایت هاشمی، مهتاب نصیرپور و... گذراندم. این روند ادامه پیدا كرد، تقریبا ناامید شده بودم و احساس میكردم كه زمان زیادی از دست دادم و رفتم سركار دیگری... چرا كه طی این سالها چند بار هم تست دادم، اما انتخاب نشدم، یادم میآید، آخرین بار هم كه تست دادم، برای فیلم «استشهادی برای خدا» به كارگردانی «علیرضا امینی» بود. دو سال بعد امیر انصاری از دفتر آقای امینی زنگ زد و به من گفت كه فیلمی به نام «تلخون» میخواهیم بسازیم، مداركتان اینجاست. سپس «سیاوش خیرابی» هم اضافه شد، «تلخون» چند بار هم از تلویزیون به نمایش درآمد كه جزو اولین كارهای من و سیاوش بود. سپس آقای امینی مرا به «سامان مقدم» برای بازی در سریال «پریدخت» كه ماه محرم سال 86 پخش شد، معرفی كرد؛ لیلا حاتمی، علی مصفا، حسن پورشیرازی، كامبیز دیرباز و... در آن مجموعه بازی میكردند كه البته این سریال زودتر از فیلم تلخون پخش شد، تلخون نوروز 87 پخش شد، پس از «پریدخت» هم در سریال «مثل هیچكس» كه رمضان سال 87 پخش شد و نوروز امسال هم در سریال «ماه عسل» كه از شبكه دو پخش شد، بازی كردم، كه برای من تجربه خوبی بود، بازی در كنار محمد مطیع، سعید پورصمیمی، پروانه معصومی، یوسف تیموری، سحر ولدبیگی، امیرحسین صدیق و... بازی در كنار این بزرگان، برای من تجربه بسیار خوبی بود و از آن بسیار آموختم...
حضور در دلنوازان
برای بازی در «ترانه مادری» پیش كارگردان مجموعه؛ «حسین سهیلیزاده» رفتم، اما از آنجا كه قرارداد «مثل هیچكس» را بسته بودم، قسمت نشد با هم همكاری كنیم... آقای سهیلیزاده در انتخاب بسیار دقیق است و دیگر حرفی باقی نماند.
كارگردان خوشاخلاق
«حسین سهیلیزاده» كارگردان بسیار خوش اخلاقی است، من پنج ماه در كنار این آدم بودم و از حضور دركنار ایشان لذت بردم، روز اول هم به من گفتند: شاهرخ میخواهیم پنج ماه در كنار كار، لذت ببریم

شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

‍‍‍‍‍‍ژاوی هرناندز

ژاوی هرناندز خوشحال است که قراردادی بسته که تا سال 2016 او را در باشگاه نگه می داد. او به ما گفت: "من می خواهم کفش هایم را اینجا آویزان کنم."
ژاوی روز سه شنبه با Barca TV و سایت رسمی باشگاه صحبت کرد، پس از اینکه شایعاتی پیچیده بود مبنی بر اینکه بسته به نتیجه انتخابات ریاست باشگاه، ممکن است او در لیست فروش قرار بگیرد: "من می خواستم بدانم که هیچ جا نمی روم. من بسیار قدردان رئیس لاپورتا و چیگی بگرستاین هستم که به من گوش دادند. من هوادار بارسا هستم و اکنون بسیار شادم."
تا بازنشستگی
ژاوی حداقل تا سال 2014 با بارسا قرارداد خواهد داشت و اکنون این فرصت را دارد که این زمان را تا سال 2016 که 36 خواهد بود، افزایش دهد. "من در تمام طول زندگیم با بارسا در ارتباط بوده ام. رده های مختلف را طی کرده ام و دوست دارم کفش هایم را اینجا آویزان کنم. تنها هدف من، اینجا بازنشسته شدن است."



شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

بیوگرافی خاطره اسدی

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

خاطره اسدی، بازیگر 27 ساله سینمای ایران است كه این روزها فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» ساخته علیرضا امینی با بازی وی اكران شده است. این بازیگر جوان سینما كار خود را با بازی در فیلم «دیشب باباتو دیدم آیدا»ی صدر عاملی آغاز كرد و تاكنون با وجود گزیده كاری، یكی از بازیگران بااستعداد به شمار می رود. به بهانه حضور او در فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» درباره كارنامه كاری وی و نقش هایی كه تاكنون در سینما و تلویزیون بازی كرده، به گفتگو پرداختیم.

تا جایی كه می دانم شما تحصیلات مرتبط با حرفه بازیگری دارید. انتخاب این حرفه به چه زمانی برمی گردد؟

من از بچگی می دانستم كه در رشته هنر فعالیت خواهم كرد. به همین دلیل در بیشتر شاخه ها همچون نقاشی، سفالگری، عكاسی، موسیقی و… تا حدودی فعالیت كردم. در حدود 14 سالگی به كلاس های بازیگری صدا و سیما رفتم و از آنجا به بعد این حرفه برایم جدی شد. در همان زمان دوره های این كلاس را گذراندم و در سال 81 هم در دانشگاه هنر و معماری در همین رشته ادامه تحصیل دادم.
اولین كار سینمایی شما حضور در فیلم «دیشب بابا تو دیدم آیدا» بود.

آقای صدر عاملی برای این فیلم فراخوان داده بود و فكر می كنم تمام همكلاسی های دانشگاه برای این كار تست داده بودند، البته هانیه توسلی كار تست از هنرجویان را انجام می داد. خوشبختانه قبول شدم. از همان ابتدا هم قرار بود در نقش ساناز بازی كنم كه از نتیجه آن خیلی راضی هستم.

برای حضور در این حرفه در خانواده مخالفت هایی نداشتید؟

اتفاقا‍ پدرم خیلی مخالف بود. حتی چند بار پیش از آن برای بازیگری تست دادم و حتی قبول شدم، اما او نمی پذیرفت. وقتی قرار شد كه در كار صدرعاملی بازی كنم، وی حدود 2 ساعت با پدرم صحبت كرد كه خوشبختانه بعد از این موضوع به طور كامل این مشكل برطرف شد. هنوز هم نمی دانم آقای صدرعاملی چطوری پدرم را راضی كرد. اما به هر حال حضورم را در سینما مدیون او هستم.

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

دیشب بابا تو دیدم آیدا، یكی از سه گانه های رسول صدرعاملی در ارتباط با مشكلات نوجوانان است. چقدر سینمای وی را می شناختید و این كار برایتان در ابتدا جذابیت داشت؟

من تمامی فیلم های آقای صدرعاملی را دیده بودم ولی دیشب بابا تو دیدم آیدا، فكر می كنم كه اثری متفاوت در آن سه گانه به شمار می رود. نقش ساناز به نسبت سنم كوچك تر بود و عمدتا هم نقش هایی كه در سینما داشتم همین تفاوت سنی را دارد. اما به هر حال این فیلم یك كار ارزشمند در كارنامه كاری من محسوب می شود و معتقدم شروع خوبی برایم بود كه توانستم با یك كارگردان مطرح در همان ابتدا كار كنم.

به هر حال در كنار بازیگران آماتور، این فیلم تركیب حرفه ای داشت، چقدر از حضور این افراد تجربه كسب كردید؟

آقای صدرعاملی برای این نقش خیلی به من كمك كرد. فكر می كنم وی جنس بازی را می شناسد و بخوبی بازیگر را هدایت می كند. تجربه های اولی كه با آقایان صدرعاملی و داوودی داشتم یكی از بهترین اتفاقات زندگی كاری من بود و همیشه احساس می كردم قرار است سینما و پشت صحنه آن مانند همین دو كار باشد، اما جلوتر كه رفتم با تفاوت های زیادی روبه رو شدم.

فكر می كنم بعد از دیشب بابا تو دیدم آیدا، در فیلم «تقاطع» ابوالحسن داوودی بازی كردید كه این نقش بر گرفته از نسل جوانانی بود كه مشكلات خاص خود را دارند.

آقای داوودی فیلم دیشب بابا تو دیدم آیدا را در جشنواره دیده بود و از من دعوت به همكاری كرد. من نقش شادی در فیلم تقاطع را خیلی دوست دارم چرا كه از شخصیت من بسیار دور بود و فكر می كنم به لحاظ متن و تركیب عوامل خیلی كار حرفه ای بود.

ابتدا برای قبول این نقش كمی مردد بودم، زیرا حس می كردم شباهت هایی بین نسل ساناز در فیلم « دیشب بابا تو دیدم آیدا» و شادی وجود دارد و ممكن است برای مخاطب تداعی كننده همان باشد. ولی آنقدر متن تقاطع خوب و نقش برایم وسوسه انگیز بود كه تصمیم گرفتم قبول كنم. در كار با آقای داوودی نیز تجربه های زیادی آموختم و آرزو می كنم دوباره فرصتی پیش بیاید تا با این دو كارگردان كار كنم.

فكر نمی كنید بعد از این 2 تجربه موفق، حضور در فیلم «ستایش» محمدرضا رحمانی انتخاب درستی نبود؟

من بعد از این كار تصورم از سینما تغییر كرد. ابتدا فكر می كردم كه تهیه كننده فیلم كیانوش عیاری است به همین دلیل احساس كردم با توجه به شناختی كه از ایشان داشتم، قطعا فیلم خوبی خواهد شد، اما بعد متوجه شدم كه فقط از نام ایشان در كار استفاده كردند. تركیب بازیگران هم قرار نبود این باشد و متاسفانه خود كارگردان نیز تعریف درستی از نقش نداشت به طوری كه وی برای گرفتن هر صحنه قبل از فیلمبرداری جلوی من بازی می كرد و معتقد بود من هم باید این گونه بازی كنم. متاسفانه این موارد را من بعد از شروع كار متوجه شدم به طوری كه روز اول بعد از فیلمبرداری ساعت ها گریه كردم و از این انتخاب راضی نبودم. خیلی سخت بود و اصلا هیچ گره عاطفی با فیلم ندارم و زیاد مایل نیستم اكران عمومی شود، زیرا از بازی خودم راضی نیستم و كلیت فیلم را هم نمی پذیرم.

ستایش بر خلاف 2 كار قبلی شما در بخش پایانی جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و موفقیتی هم نصیب خود نكرد. آیا این برای شما كه در ابتدای راه بودید مانع ادامه فعالیت در سینما نشد؟

از همان روزهای اول فیلمبرداری ستایش می دانستم كه نتیجه كار آن چیزی نیست كه مورد دلخواه من باشد. به همین دلیل تمام شرایط را پذیرفته بودم و فكر كردم ممكن است زمانی هر كسی انتخابی انجام دهد كه نتیجه خوبی در بر نداشته باشد. فیلمنامه اولیه آن چیزی نبود كه در كار به تصویر كشیده شد.

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

در میان این كارهای سینمایی در فیلم تلویزیونی با عنوان «گام های معلق» شهرام شاه حسینی نیز بازی كردید.

عمده ترین دلیلم برای حضور در این كار، طرح آن بود كه متعلق به مسعود كیمیایی است. طرح اولیه كار بسیار فوق العاده و قرار بود راوی آن من باشم كه در طول فیلم می میرد.

این فیلم در بازنویسی و تدوین خیلی تغییر كرد. خیلی از بازی خودم با وجود این كه شاه حسینی و حتی برخی دوستانی كه دیده بودند تعریف كردند، راضی نبودم. شاید هم توقع بیشتری از خودم داشتم.

به هر حال شما در كنار بازیگرانی چون هدیه تهرانی، بهرام رادان، حامد بهداد، بازغی و… كار كرده ای. چقدر در كنار این افراد تجربه كسب كردید؟

حضور این افراد در هر كاری به هر حال خیلی روی من تاثیر گذاشت. بیژن امكانیان، حامد بهداد و شاهرخ فروتنیان از جمله بازیگرانی بودند كه به من خیلی كمك كردند و از حضورشان لذت بردم.

علاقه مندید بیشتر با سینما كار كنید یا تلویزیون؟

زیاد فرقی نمی كند ممكن است حتی یك كار تلویزیونی با كارگردانی موفق و حتی نقشی متفاوت به من پیشنهاد شود كه قطعاً قبول می كنم. البته پیشنهاداتی داشتم اما برایم جذابیت نداشت.

تا جایی كه می دانم حتی شما در فیلم های كوتاه و مستند هم گاهی بازی می كنید.

بله، به حضور در این گونه آثار هم علاقه مندم. به طور نمونه قبل از «شبانه روز» در فیلم مستندی با عنوان «صورتك» ساخته علی عطار بازی كردم كه البته بهاره رهنما هم با من همبازی بودند. این فیلم درباره زنانی است كه برای زیبایی صورت تغییراتی در چهره خود ایجاد می كنند و به عمل های جراحی دست می زنند. تجربه خیلی خوبی برایم بود. فیلم های مستند و كوتاه ممكن است برای یك بازیگر تجربه هایی به دنبال داشته باشد كه هرگز در سینمای بلند و حرفه ای این تجربه ها به دست نمی آید. به همین دلیل از حضور در این آثار لذت می برم.

«شبانه روز» هم در سینمای ایران خیلی متفاوت است، درباره حضور خود در این كار هم توضیح می دهید؟

البته این فیلم كار اول امید بنكدار و كیوان علی محمدی است و زمانی كه در «شبانه روز» قرارداد بستم، اكران نشده بود، اما در جریان ساخت آن بودم و با نگاه و زاویه دید این دو كارگردان آشنایی داشتم. خیلی علاقه مندم دوباره فرصتی فراهم شود تا با این دو كارگردان جوان و خوشفكر كار كنم.

نقش نوا در این فیلم در چند اپیزود به نوعی حضور داشت. البته به دلیل این كه وقت فیلم طولانی شد، بخشی از بازی های من حذف شد. فیلم را دوست داشتم و به این دلیل از حذفیات ناراحت نشدم. البته بعد از این فیلم در كار كوتاهی با عنوان «هفتان» علی عطار بازی كردم كه در ارتباط با موضوع فرهنگ بود.

به فیلمسازی علاقه مندید؟

من سال 84 در دوران دانشجویی فیلم كوتاهی با عنوان «ماجرای ما شاید…» ساختم. یك فیلم داستانی بود كه فیلمنامه آن برای خودم بود. در حال حاضر دغدغه این حرفه را ندارم، زیرا كار بسیار جذاب، اما سختی است.

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

بهتر است برویم سراغ هفت دقیقه تا پاییز كه این روزها خاطره اسدی خیلی در گفتگوهای خود از آن شكایت می كند.

پرونده گله گذاری از این فیلم را مدتی پیش در گفتگویی برای خود بستم و حالا دیگر دلیلی نمی بینم درباره آن صحبت كنم.

حدود 2 سال پیش من برای این پروژه دعوت شدم كه البته قرار بود این فیلم با بازیگران دیگری ساخته شود. ما در پیش تولید تمرین هم كردیم كه به دلایلی متوقف شد و شهریور سال گذشته به تهیه كنندگی ساداتیان ساخت آن دوباره دنبال شد.

برای ایفای نقش، دورخوانی هم داشتید؟

بیشتر در زمان پیش تولید درباره شناسنامه نقش ها و رسیدن به شخصیت ها صحبت می كردیم.

با وجود این كه تصمیم دارید پرونده گله گذاری از این فیلم را ببندید، فكر نمی كنید با وجود این كه 4 بازیگر اصلی در كار حضور دارند، چرا شما در پوستر دیده نمی شوید؟

نمی دانم بهتر است از خودشان بپرسید.

نقش مریم چه جایگاهی در كارنامه شما دارد؟ با توجه به این كه این اولین حضور شما در نقش یك مادر بود؛ نقشی كه پیش از این تجربه نكرده بودید.

من خیلی منتظر حضور در چنین نقشی بودم. این نقش را خیلی دوست داشتم حتی از همان 2 سال پیش. برای حضور در این نقش خیلی انرژی داشتم. در نهایت چیزی كه ارائه شد با آن چیزی كه من می خواستم خیلی متفاوت بود. این فیلم قرار بود 2 اپیزودی باشد و در اپیزود دوم در صحنه تصادف این بار امین، بچه من و حامد بهداد جان خود را از دست بدهد كه من متوجه شدم قرار نیست این شكلی گرفته شود و به نوعی شناسنامه نقش برای من تغییر كرد.

من فقط به این فیلم به عنوان یك تجربه بزرگ نگاه می كنم. به نوعی فیلم خیلی بزرگم كرد و تصورم را از سینما خیلی تغییر داد.

ارتباط با بچه چطور بود به هر حال قبلاً تجربه نداشتید.

خیلی خوب بود. شاید هم به این دلیل كه من خودم بچه ها را خیلی دوست دارم و اصلاً برای من سخت نبود.

در كار از آقای تنابنده خیلی كمك گرفتم و به من ایده های زیادی داد.

فكر می كنم در «برف روی شیروانی داغ» محمدهادی كریمی هم كه هنوز اكران نشده، بازی كردید.

بله، من بعد از هفت دقیقه تا پاییز با این پروژه همكاری كردم و از كار كردن با آقای كریمی لذت بردم.

در این فیلم نقش دختری را داشتم كه دانشجوی رشته حقوق است و از نقش های اصلی به شمار می رود. در این فیلم با آنا نعمتی، شهاب حسینی، كوروش تهامی و… همبازی بودم و فكر می كنم كار متفاوتی خواهد شد.

بعد از این فیلم هم در كار نیمه بلندی با عنوان «صدای سكوت ها»ی شیما جوان بازی كردم. با رضا رویگری و محمدرضا غفاری همبازی بودم و مطمئن هستم فیلم خوبی خواهد شد. داستان فیلم در برزخ می گذشت و نقش دختری نابینا را بازی كردم.

تلاش می كنید انتخاب های محدودی داشته باشید یا همه نقش هایی كه به شما پیشنهاد می شود، مورد قبولتان نیست؟

اطرافیان همیشه به من می گویند چرا آنقدر كم كاری می كنی و باید فعالیت خود را بیشتر كنم. حقیقتا معتقدم باید در كارهایی حضور یابم كه چیزی به من اضافه كند و به نوعی از دیدن آن انرژی بگیرم



شنبه 23 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

عكس های جام جهانی2010



پنجشنبه 21 مرداد 1389 توسط shervin | نظرات ()

بیوگرافی امیر جعفری

امیر جعفری

امیر جعفری در سال ۱۳۵۳ در تهران بدنیا آمد . یک نکته جالب در مورد امیر جعفری این است که همسر او ریما رامین فر نیز بازیگر است و با هم یک زوج هنری موفق را تشکیل داده اند .

بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان آموخت.او تا به حال پنج بار برای بازی در نمایشهای زیر از جشنواره تئاتر فجر برنده جایزه شده است:
جایزه اول: رژیستورها نمی میرند – یک دقیقه سکوت
جایزه دوم: پاییز – همان همیشگی
جایزه سوم: رقص کاغذپاره ها
تقدیر: شب های آوینیون
بازی در سینما را در سال ۱۳۸۰ و با بازی در فیلم نان و عشق و موتور ۱۰۰۰ آغاز کرد و با بازی در فیلم قارچ سمی ادامه داد.
بازی او در مجموعه بدون شرح (مهدی مظلومی، ١٣٨٠)‌ اولین حضور او در تلویزیون بود. زوج او و فتحعلی اویسی در دو مجموعه بدون شرح و کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی، ١٣٨٣) با استقبال فراوان مخاطبین مواجه شد.
از جمله کارهای امیر جعفری در تلویزیون می توان به  بدون شرح (مهدی مظلومی) ، من یک مستاجرم (پریسا بخت آور) ، کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی) ، برای آخرین بار (اکبر منصورفلاح) ، چار دیواری (سیروس مقدم) اشاره کرد .



سه شنبه 12 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

بیوگرافی مسعود شجاعی

مسعود شجاعی بازیکن بین‌المللی فوتبال ایران متولد خرداد ۱۳۶۳ شمسی آبادان است.

شجاعی که سابقه بازی در جام جهانی و در برابر تیم ملی آنگولا را دارد همانند دیگر بازیکنان فوتبال آبادانی کشور از تکنیک خوبی برخوردار است.

شجاعی فوتبال را به صورت حرفه‌ای با باشگاه صنعت نفت آبادان آغاز کرد. او پس از صنعت نفت آبادان به تیم سایپا پیوست و  سه فصل خوب را در این تیم پشت سر گذاشت.

شجاعی پس از جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان به تیم الظفره پیوست. در آن هنگام رسول خطیبی دیگر بازیکن ایرانی این تیم بود.

شجاعی دو سال پس از این که در الشارجه بازی کرد با چند پیشنهاد اروپایی از ایتالیا و بوندس‌لیگا مواجه شد اما در نهایت در تاریخ ۴ تیرماه ۱۳۸۷ قراردادی سه ساله با تیم اوساسونای اسپانیا بست.[در همین رابطه] پیش از شجاعی نکونام به عنوان اولین بازیکن ایرانی شاغل در لالیگا به این تیم پیوسته بود.

دوران ملی
شجاعی با درخشش در تیم سایپا برای اولین به تیم ملی امید ایران دعوت شد. پس از آن برانکو ایوانکوویچ او را به تیم ملی دعوت کرد و شجاعی اولین بار ماه نوامبر سال ۲۰۰۴ اولین بازی ملی‌اش را در بربر
لائوس انجام داد.

پس از آن شجاعی از تیم ملی دور بود تا این که در جریان اردوی تدارکاتی تیم ملی ایران در سوئیس که خود را برای جام جهانی آمادی می‌کرد، شجاعی دوباره به تیم ملی دعوت شد.

با این حال شجاعی در جام‌جهانی تنها در بازی سوم ایران و در شرایطی که محمد نصرتی به دیلی مصدومیت نمی‌توانست به عنوان بازیکن جایگزین وارد زمین شد.

مسعود شجاعی در زمان مربیگری علی دایی در تیم ملی ایران در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی به تیم ملی دعوت شد و چند بازی انجام داد.



شنبه 9 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

بیوگرافی بهاره افشاری

نام ونام خانوادگی : بهاره افشاری
تاریخ تولد : چهارمین‌ روز از تابستان ‌سال‌ ۱۳۶۳

بهاره‌ افشاری‌ یک‌ برادر دارد . او دارای‌ دیپلم‌ بازیگری‌ است‌ و فارغ التحصیل‌ رشته‌ نقاشی‌ می‌باشد. پیش از هنرپیشه شدن کار مونتاژ و نقاشی انجام می داد و به تازگی در سریال فاصله ها به ایفای نقش پرداخته است!


شنبه 9 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

بیوگرافی بهاره افشاری

نام ونام خانوادگی : بهاره افشاری
تاریخ تولد : چهارمین‌ روز از تابستان ‌سال‌ ۱۳۶۳

بهاره‌ افشاری‌ یک‌ برادر دارد . او دارای‌ دیپلم‌ بازیگری‌ است‌ و فارغ التحصیل‌ رشته‌ نقاشی‌ می‌باشد. پیش از هنرپیشه شدن کار مونتاژ و نقاشی انجام می داد و به تازگی در سریال فاصله ها به ایفای نقش پرداخته است!


شنبه 9 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

بیوگرافی حسن جوهر چی

حسن جوهرچی

زندگی

حسن جوهرچی در سال ۱۳۴۷ از پدرومادری اردبیلی در تهران متولد شد. لیسانس تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارد. بازی در سینما را در سال ۱۳۶۷ با «فیل در تاریکی» که بعد از پانزده سال کامل شد شروع کرد. اولین بازی مطرح او در سینما در سال ۱۳۷۰ با فیلم «برخورد» به کارگردانی سیروس الوند بود. اما با بازی در سریال در پناه تو در سال ۱۳۷۷ بهشهرت رسید. همسر او مهناز بیات، چهرهپرداز است.

فیلمشناسی

سینما

• آبی (۱۳۷۹)
• آقای رئیس جمهور (۱۳۷۹)
• دختری بنام تندر (۱۳۷۹)
• بادامهای تلخ (۱۳۷۸)
• دو زن (۱۳۷۷)
• حماسه قهرمانان (۱۳۷۶)
• زن شرقی (۱۳۷۶)
• بالاتر از خطر (۱۳۷۵)
• روزی که خواستگار آمد (۱۳۷۵)
• سلطان (۱۳۷۵)
• ضیافت (۱۳۷۴)
• ویرانگر (۱۳۷۴)
• افسانه دو خواهر (۱۳۷۳)
• جای امن (۱۳۷۲)
• زینت (۱۳۷۲)
• بر بال فرشتگان (۱۳۷۱)
• برخورد (۱۳۷۰)
• فیل در تاریکی (۱۳۶۸)

تلویزیون

• ۱۳۸۶ - بوی عیدی
• ۱۳۸۵ - جابر ابن حیّان
• ۱۳۸۵ - هویت پنهان
• ۱۳۸۴ - پیلههای پرواز
• ۱۳۸۴ - او یک فرشته بود
• ۱۳۸۳- غریبانه
• ۱۳۸۲ - سیمای مدرسه
• ۱۳۸۱ - مشق عشق
• ۱۳۷۹ - نسیم رویا
• ۱۳۷۷ - در پناه تو
• قاصدکها
__________________
مرگ به طور طبیعی به سراغ همه می اید اما شهامت زندگی کردن


شنبه 9 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

بیوگرافی پژمان بازغی

بیوگرافی کامل پژمان بازغی

نام و نام خانوادگی:
پژمان بازغی

تاریخ تولد و محل تولد:
متولد ۱۹ مرداد۱۳۵۳

اصلیت وی شمالی و به شهر لاهیجان بر می گردد

زمینه فعالیت:
بازیگر

مدرک تحصیلی:
فارغ التحصیل مهندسی صنایع

مجموع آثار وی:

- اعتراف (مجید فهیم خواه، ۱۳۷۵)
- جوانی (مجید قاری زاده، ۱۳۷۸)
- بلوغ (مسعود جعفری جوزانی، ۱۳۷۸)
- دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، ۱۳۸۱)
- دوئل (احمدرضا درویش، ۱۳۸۲)
- سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲)
- تارا و تب توت فرنگی (سعید سهیلی، ۱۳۸۲)
- کافه ستاره (سامان مقدم، ۱۳۸۴)
- راه طی شده (۱۳۸۴)
- خواب لیلا (مهرداد میرفلاح، ۱۳۸۶)
- فرود در غربت (سعید اسدی، ۱۳۸۶)
- ریسمان باز (مهرشاد کارخانی، ۱۳۸۶)

بخشی از مجموعه های تلویزیونی:

آژانس دوستی (کارگردان:احمد رمضان‌زاده)
این یک دادگاه نیست (کارگردان: اصغر توسلی)
گروه ویژه (کارگردان: مهرداد خوشبخت)
زیر آسمان شهر (کارگردان: مهران غفوریان)
گمگشته (کارگردان: رامبد جوان)
دریایی‌ها (کارگردان: سیروس مقدم)
گذر عاشقی (کارگردان: محمدرضا آهنج)
مرد هزار چهره (کارگردان: مهران مدیری)

اطلاعاتی بیشتر در مورد وی:

دومین فرزند از یک خانواده پنج نفری است

عکس ها و والپیپر ها:


پژمان بازغی
پژمان بازغی

همیاری با ما:



شنبه 9 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

بیوگرافی فاطمه گودرزی

بیوگرافی فاطمه گودرزی

نام: فاطمه گودرزی
تاریخ تولد: 1342
همسر عبدالرضا گنجی (کارگردان تئاتر و سینما)
...............................................
متولد نوزدهم تیر ماه 1342 در تهران.
دارای مدرک تحصیلی دیپلم اقتصاد.
گذراندن دوره دو ساله تئاتر در اداره بازیگری.
شروع فعالیت از سال 1367 با مجموعه تلویزیونی گالشهای مادر بزرگ.
با بازی در فیلم می خواهم زنده بمانم ثابت کرد که تا قبل از این توانایی هایش را نادیده گرفته بودند. در سیزدهمین جشنواره فیلم فجر بازی اش به عمد نادیده گرفته شد، اما در دوره بعدی، جایزه اش برای بازی در فیلم غزال گرفت.
تا مدتها بعد از می خواهم زنده بمانم، دیگر فرصت نمایش توانایی هایش را پیدا نکرد تا اینکه در مجموعه تلویزیونی دردسر والدین بار دیگر ثابت کرد که همچنان توانایی هایش نادیده گرفته می شود.
مجموعه آثار:
بخاطر همه چیز (رجب محمدین - 1369)
خانه خلوت (مهدی صباغزاده - 1370)
مهاجران (مهدی صباغزاده - 1371)
افسانه مه پلنگ (محمدعلی سجادی - 1371)
جنگ نفت کشها (محمدرضا بزرگ نیا - 72-1371)
می خواهم زنده بمانم (ایرج قادری - 73-1372)
آرزوی بزرگ (خسرو شجاعی - 1373)
بهشت پنهان (کامران قدکچیان - 1373)
غزال (مجتبی راعی - 1374)
حریف دل (عبدالرضا گنجی - 1375)
جنگجوی پیروز (مجتبی راعی - 1377)
تابلویی برای عشق (حسینعلی لیالستانی - 1377)
تلفن (شفیع آقامحمدیان - 1378)
همسر دلخواه من (افشین شرکت - 1379)
فوتبالیستها (علی اکبر ثقفی - 1379)
ازدواج صورتی (منوچهر مصیری - 1383)
ازدواج به سبک ایرانی (حسن فتحی - 1383)

رعنا (مجموعه - داود میرباقری - 1369)
آپارتمان (مجموعه - اصغر هاشمی - 1372)
دردسر والدین (مسعود نوابی - مجموعه، 1380)



جمعه 8 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

دلیل دیر ازدواج کردن جوانان امروزی

گرایش به جامعه‌گریزی، تنوع‌طلبی جوانان، مسئولیت‌گریزی، ترس از طلاق و شکست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زن‌سالاری و رقابت بین آنها، مهمترین دلایل اجتماعی هستند که تمایل جوانان را به ازدواج کاهش می‌دهند.

به گزارش فارس پروفسور حسین باهر گفت: دلایل مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی در بالا رفتن سن ازدواج جوانان تأثیر‌گذار است. وی افزود: بررسی‌هایی در رابطه با دلایل تأخیر ازدواج جوانان در ایران انجام دادم که 40 دلیل گردآوری شد.

 این روانشناس درباره عوامل اقتصادی موثر بر بی‌میلی جوانان برای ازدواج عنوان کرد: مشکلات اقتصادی، مسکن، تهیه وسایل زندگی، مهریه سنگین، بیکاری، رفاه زدگی برخی از جوانان و فقر خانوادگی، از مهمترین دلایل اقتصادی موثر در تأخیر ازدواج جوانان است. باهر، فقر مالی خانواده‌ها در تأمین امکانات ازدواج فرزندانشان را از عوامل موثر در تأخیر ازدواج دانست و اظهار داشت: مادی بودن قوانین مانند زندانی شدن جوانانی که قادر به پرداخت مهریه نیستند موجب ترس آنها از ازدواج می‌شود.

این استاد دانشگاه شهید بهشتی هزینه‌های سنگین عقد و عروسی را در تأخیر ازدواج موثر دانست و پخش فیلم‌های مختلف در برنامه‌های ماهواره‌ای را موجب الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب دانست و بیان کرد: در اثر گرایش جوانان به این فرهنگ، زندگی مجردی و بی‌میلی به ازدواج در جامعه رشد می‌یابد. وی درباره مسایل فرهنگی که سن ازدواج را بالا می‌برد، عنوان داشت: ادامه تحصیلات به ویژه توسط دختران، مدرن شدن زندگی، الگوپذیری جوانان از غرب و تمایل آنها به زندگی مجردی، تزلزل ارزش‌های سنتی و مهاجرت فرهنگی، از مهم‌ترین دلایل فرهنگی برای بالا رفتن سن ازدواج است.

این استاد دانشگاه شهید بهشتی درک نکردن تفاوت‌های زن و مرد و رسیدن به کمال معنوی از طریق ازدواج‌ را یکی دیگر از عوامل تأخیر در ازدواج دانست و با اشاره به ناهنجاری‌های موجود در خانواده تصریح کرد: شکست والدین در زندگی و درگیری‌های مداوم آنها موجب عدم تمایل آنها برای ازدواج فرزندانشان می‌شود.

این روانشناس درباره مسایل اجتماعی و اخلاقی که موجب عدم تمایل جوانان به ازدواج می‌شود، بیان کرد: گرایش به جامعه‌گریزی، تنوع‌طلبی جوانان، مسئولیت‌گریزی، ترس از طلاق و شکست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زن‌سالاری و رقابت بین آنها، مهمترین دلایل اجتماعی هستند که تمایل جوانان را به ازدواج کاهش می‌دهند.

وی مداخله خانواده‌ها در زندگی جوانان را یکی دیگر از دلایل بالا رفتن سن ازدواج دانست و افزود: اعتیاد برخی از جوانان به مواد مخدر نیز موجب ترس بسیاری از دختران از ازدواج می‌شود. این استاد دانشگاه شهید بهشتی کاهش قبح دیر ازدواج کردن را نسبت به گذشته موجب بالا رفتن سن ازدواج دانست و اظهار کرد: در گذشته دیر ازدواج کردن امر ناپسندی بود اما امروزه این موضوع به یک امر بسیار عادی در جامعه تبدیل شده است.

باهر، افسردگی و اضطراب، بی‌توجهی به مسایل دینی، ترس از تعهد متقابل را در تأخیر ازدواج موثر دانست و با اشاره به تمایل بسیاری از جوانان به ازدواج برای برطرف کردن نیازهای جنسی، گفت: هدف اصلی از ازدواج باید رسیدن زن و مرد به کمال باشد همچنین رواج بی‌بند و باری و مبهم بودن آینده جوانان در کاهش ازدواج موثر است.


یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

فال روزانه

در سمت راست وبلاگ روی ماه تولدتان کلیک کنید

یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

جوک های توپ و باحال

یادم باشه كه یادت باشه كه یادم بیاری كه یادت بدم كه یاد بگیری كه یادم بیاری كه همیشه به یادتم و یادت هیچوقت از یادم نمیره. این رو یادت نره.
ترکه روی ریل راه اهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخوام خود کشی کنم....... میگن پس اون نون بربری چیه دستت؟ میگه بر فرض قطار نیومد من اینجا از گشنگی بمیرم

 

به لره کار میدن که کف اتوبان رو لاین بکشه… روز اول ۶ کیلومتر رنگ میزنه… روز دوم ۳ کیلومتر رو و روز سوم کمتر از یه کیلومتر… صاحب کارش بهش میگه هوی چرا تو هر روز کمتر از دیروز کار میکنی…؟ میگه: “من نمیتونم بهتر از این کار کنم… چون هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم

جیرجیرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس میگه: الان وقت خواب زمستانیمونه، بعد صحبت می‌كنیم. خرس رفت خوابید ولی نمی‌دونست كه عمر جیرجیرك فقط سه روزه

مردی میره پیش كشیش تا اعتراف كنه. میگه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یك مرد در خانه خودم پناه دادم.
كشیش میگه: خوب این كه گناه نیست!
مرد میگه: ولی من بهش گفتم برای هر یك هفته‌ای كه در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.

 

 

غضنفر رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می‌پرسه: چطور بود؟
غضنفر میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول كه تموم شد یك پلاكارد نشون دادن كه نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر كنم اومدم بیرون!

یکی شب تا صبح نمی‌خوابید و مشغول تلاش و کوشش بود. همه سعی خودش را می‌کرد که پول پیش ثروتمندان و طبقه فرادست انبار نشه و به این شکل در کاهش ثروت دیگران، قدم‌های بزرگ برمی‌داشت. هیچ شبی خواب به چشمش نمی‌اومد... ازش پرسیدن ای عزیز شما چه کاره‌ای؟ گفت: دزد

 

 

یك ضرب المثل رشتی هست که میگه رسیدی خونه بزن تو گوش زنت تو نمیدونی برای چی زدی ولی اون میدونه برای چی خورده

 

تركه تیپ میزنه میره تو خیابون. یه دختره بهش میگه: دختر كش شدی، بخورمت. تركه میگه: بهت نمیاد از این ... بخوری

اگه یه روز دیدی همه اطرافت سفید شده، احساس خفگی می کنی، نمی تونی حرف بزنی و صدایی بشنوی، نگران نشو... تو زنده ای... فقط سرت تو توالت فرنگی گیر کرده

ترکه میره دکتر، دکتره که دردشو میپرسه میگه: - مدتیه چشم درد دارم - برای چی؟ - آخه چش خورده - آقا این حرفا کدومه، بذارید کنار این مزخرفات و خرافاتو،،، چشم خوردن خرافاته - نه آاای دهتر،، اون چش چه نه ، چش ِ شلوار خورده

انواع بلــــــــــــــــــه! عروس عادی: بله - عروس كمی لوس: بع.........له! - عروس با كلاس: اوكی! - عروس خارج رفته: یس! - عروس سنتی: آره! - عروس متكبر: فقط كله اش را تكان میدهد - عروس خجالتی: اوهوم! - عروس وحشت زده: ها! - عروس بی حوصله: خوب! - عروس دستپاچه: باشه،باشه

وقتی یه بار ازدوست دخترت ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده

ترکه گاو داری میزنه مامور بهداشت میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : آت اشغال مامور کلی جریمش میکنه. ساله بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : جوجه کباب ,پیتزا . باز یارو جریمش میکنه. سال بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : والا هر روز صبح بهشون 1000 تومن میدم هر چی دوست دارن بخرن بخور

دلم یک دنیا گرفت وقتی آمپولم زدن، وقتی از درد همه بهم خندیدن

توجاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه . .بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میدا

 




یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

اس ام اس جوک

  

 

سلام ، خوبی ؟ یه سوال شرعی داشتم ، دیشب خواب تو رو دیدم !

آیا نماز وحشت بر من واجب است !؟؟

 

   

 

 اگه تو خوشه 3 افتادی زیاد نگران نباش، چون یارانه هم مثل مهریه است...
کی داده؟ کی گرفته؟ 

 

  

 

هموطن گرامی! شما جزو خوشه بندی قرار نمی گیرید. خوشه شما را بز خورده!
مرکز آمار ایران

 

 

 

پسره می ره خواستگاری، پدر دختر سوال می کنه شغلت چیه؟ پسره جواب می ده: بیکار، اما تو خوشه 1 هستم! 

 

 

ثوابت باشد ای در خوشه ی یک

اگر رحمی کنی بر خوشه ی سه   

    

بنی آدم از یک ریشه اند /که در خوشه بندی زیک خوشه اند

چوفرمی برآرند ز آمار/ دیگر فرمها نیاید به کار  

 

  

 خوشاخویشی که اندرخوشه باشد خوراکش قد آقا موشه باشد  

 

 

غضنفر میره خواستگاری بهش میگن چیکاره ای؟
میگه والله بیکارم ولی تو خوشه یک جا دارم  

 

 

اگه یه روز دیدی همه جا سفید شده ,

احساس خفگی می کنی ,

صدایی نمی شنوی

نگران نشو , زنده ای

فقط سرت توی توالت فرنگی گیر کرده 

 

   

یارو کارت عابر خودشو میندازه تو ضریح  امام رضا میگه یا امام رضا حاجتمو بده تا من رمزشو بگم 

 

  

 

بازم مرام تیر آهن!!

یه مدت که خبری ازش نگیری خودش زنگ میزنه!

  

   

یک شاخه  گل از بهار قالی بفرست

از باغ و بهار شور و حالی بفرست

از بی خبری خسته شدم درکم کن

یک نامه که نه اس ام اس خالی بفرست 

 

 

 

همه شب فکرم این است و همه شب سخنم !

گر روم دیر به منزل ، چه بگویم به زنم !!! 

 



یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

اس ام اس با معنی

مهربانی تزئین لحظه هاست

برای مهربانیت جوابی جز دوست داشتن ندارم . . .  

 

  

 

خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که

معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست

و نه شاد بودن برای داشته ها . . .  

 

  

 

اگه ما کنار هم باشیم خوشیم / پس خوبه از هم دیگه جدا نشیم

من کنار تو ، تو کنار من / پس نگاه با هر غریبه قدغن  

 

  

 

این سخن در آسمان باید نوشت:

با تو در دوزخ مداوم ، بی تو هرگز در بهشت . . .   

 

  

 

تنهایی آدم ها به عمق دریاست ، ولی پر کردنش با یک لیوان محبت کافیه . . . 

 

 

  

 

MARAb-T920b

این طوری نمی تونی بخونیش، برو بگیرش جلوی آینه !  

 

  

 

خواستم توی قلبت خونه کنم دیدم زمینش خیلی گرونه !

ما که فقیریم ، توی چشات چادر میزنیم . . .  

 

  

 

فرقی نمیکنه که به اندازه دل یک گنجشک دوستت داشته باشم یا به اندازه دل فیل

مهم اینه که به اندازه یک دل دوستت دارم . . .  

 

  

 

اگر روزی مقدر شد که با اشکت وضو سازم / خدا داند که با چشمت  

هزاران قبله می سازم . . .  

 

  

 

دانم و دانی که جانم عاقبت از آن توست / پس نزن آتش به جانم چون که جانم جان توست

گر زنی آتش به جانم من بسوزم در رهت / پس از آن هر ذره خاکسترم خواهان توست . . .  

 

  

 

نازی که ز لبخند گل یاس هویداست / زیبائی عشق است که در چشم تو پیداست . . .  

 

  

 

هر آنکه از رفاقت دم میزد / ولی ناخوداگاه از خیانت دم میزد

تو رویاهام که با هر یک رفیقو / که با هر یک غم و شادی شریکو

به وقت خوش همه با تو رفیقو / به مشکل میرسی هر یک غریب

توی گفنار خویش دم از رفاقت / ولی بوئی نبردند از صداقت  



یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

اس ام اس برای کسی که دلتو شکسته

اس ام اس برای کسی که دلتو شکسته


وقتی که می رفتی، بهار بود
تابستان که نیامدی، پاییز شد
پاییز که برنگشتی، پاییز ماند
زمستان که نیایی، پاییز می ماند
تو را به دل پاییزی ات
فصلها رابه هم نریز


تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست 

من بر قلب سنگی ات بوسه می زنم که با من صادق بود 

.


مطمئن باش ، برو ...

ضربه ات کاری بود ، دل من سخت شکست ...

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود ...

و به این قلب یتیم

که خیالم می گفت   تا ابد مال تو بود ...

تو برو تا راحت تر

تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است 

شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ...

الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ...

تلافی من .... میرم تا به اون برسی ...

سره راهت نباشم ... راستی ... قد من

دوست داره ...

یک روز فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به  اتش میکشم  اما امروز برای دیدنش حاضر نیستم حتی کبریتی روشن  کنم 

دلم را مبتلایت کرده بودم 

.


 

خودم را خاک پایت کرده بودم

ندانستم که بی مهری وگرنه

همان اول رهایت کرده بودم ! 

به تو سپرده بودمش ، با هزار و یک امید ....

وحالا برای هزار و  یکمین بار

دلم را می برم تا شکستگی اش را گچ بگیرند !!!  

گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست .
چند روزیست که این دل میشکند.
اه....
تو همیشه میشکنی و من همیشه فراموش میکنم مگر تو انها را زنده کنی.
اما نمیدانم چرا این دفه نمیتوان فراموش کنم.
شاید دگر از قلبم،تکیه نباشد برای محبت و فراموشی آن. 

.


نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی .... .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

دل عشق پر از رنگ و ریا دوست نداشت  

.


یک لحظه تو را زمن جدا دوست نداشت

ای آیینه دار خلوتم باور کن

اندازه ی من کسی تو را دوست نداشت

گفتی نفرین میکنی ؟

گفتم نه ...فقط از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه....

هنوزم از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه..... 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم  


با خیالِ تو هنوزم مثه هر روز و همیشه هر شبِ حافظه ی من پرِ تصویر تو میشه...  


سکوت دردناکترین پاسخ من به بیرحمی های توست!   
.


دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست  

شکسته باد آن که دلش این چنین می خواست... 


ای آنکه به تقریرو بیان دم زنی از عشق... 

 ما با تو نداریم سخن خیرو سلامت.

دلمو شکستی بازم دوبـــاره ه


اما بدون چوبه خدا صدا ندااره ه


تنها آرزوم اینه که یه روزم برسه 

چشمای تو مثه ابرااااااا ببــــاره

من منتظرت شدم ولی در نزدی


بر زخم دلم گل معطر نزدی

گفتی که اگر شود می آیم اما

مرد این دل و آخرش به او سر نزدی 

از قدیما گفتن کوه هرگز به کوه نمیرسه دل بسوزون ولی بدون آدم به آدم میرسه

دیگه بی تو نمی میرم...
توئم با بی کسیت سر کن
تو حقت بدتر از اینه که دل تنگم بمونی... 

گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود! دل زدستش روی خاک افتاده بود! جای پایش روی دل جامانده بود... 

خودت رفتی ولی عشقت نرفته... من عاشق تر شدم هفته به هفته 

از تو دلگیرم...از عاشقی سیرم...درسته بی تو میمیرم...ولی ایندفعه میرم 

چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم 

حیف این چشمهام که برای چون توی بی ارزشی اشک ریخت! 

و چه ساده دلم که هنوزم دوست داره



یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

اس ام اس هایی از عشق

آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم، از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم، تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم، شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟ گلی را نشانم دادو گفت : دیروز غنچه بود، امروز شکفت، فردا پژمرده خواهد شد

 

زندگی سخت نیست، ما سختش میکنیم، دلها تنگ نیست، ما تنگش میکنیم، عشق قشنگ نیست ما رنگش میکنیم، دل هیچ کس سخت نیست، ما سنگش میکنیم

 

زندگی راز نهانیست که افشاء نشود، زندگی واژه ی سختیست که معنا نشود، زندگی خوشی داشتن است، چشم امید به او داشتن است

 

میدونی چرا از هر چیز توی بدنت دوتا داری، به غیر از بینی، دهان و دل؟ چون بتونی برای خوت یه هم نفس، یه هم زبون و یه هم دل پیدا کنی!

 

تو را به جرم نگاه زیبایت در زندان قلبم محکوم به حبس ابد میکنم، مگر آنکه در دادگاه عشق در حضور همه، عاشقانه اعتراف کنی دوستم داری!

 

تولدت مبارک، هان ببخشید پیوندتان، نه یعنی برد غرور آفرین تیم، نه چیزه، اصلا ولش کن، دوستت دارم

 

همیشه عاشق کسی باش که قلبش به قدری بزرگ باشه که واسه جاکردن خودت تو قلبش مجبور نشی خودتو کوچیک کنی

 

شبی از پشت تنهایی غمناک بارانی، تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم، برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت، دعا کردم . دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم



یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

طالع بینی افراد از روی اول اسم آنان

طالع بینی انسانها و شناخت خصوصیات آنها از روی حرف اول اسم آنان!!!!

توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب.


الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم میباشد و با همه کس زود صمیمی میشود ودر زندگی در جنگ و جدال و گفتگو به سر میبرد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هر چه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد.

ب : فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.

ج : فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج میبرد و این مریضی هر چند وقت یکبار اشکار میشود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است.

د: او فردی با دیانت و پر فکر وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ترقی می باشد.

ه : او فردی است که همیشه اطرافیان را امر و نهی کند و زیبا چهره وتند خو و اتشی مزاج و طبع او گرم میباشد.

و: فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور میشود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را میگویند.

ز: زیبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از درد سر و زانو در عذاب میباشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سر گردان میشود.

ت: او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه میشود سریع توبه میکند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی ان است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد.

ث: فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن میباشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد.

ح: او فردی زیبا و خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه دارد و همیشه در بحث و جدل وجنگ به سر میبرد.

خ: فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هر چه سعی میکند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است عشقی و تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود.

ر: او فردی است خوش اخلاق میانه رو و اتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بد گویی کنند و او فردی است طمعکار و زیبا چهره وخوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد میرسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است.

س : او فردی میباشد پر استعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور ومتکبر میباشد و هر کاری که میل داشت انجام میدهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر میبرد فردی باشد اتشی مزاج و همیشه در چشم اهل واعیان پر هیبت به چشم میاید.

ش: او فردی است مشفق ومهربان و جنگجو و عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود میخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ میماند و بسیار لجباز است.

ص : فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور میکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر میباشد.

ض : او فردی است خوش اخلاق و زیرک ودانا وکینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمیدهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق میباشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هر کار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است.

ط :او فردی است پاک و خوش اخلاق و عشقی و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه براو خوشایند نیست و دوستی بسیار میکند.

ظ : او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک ومقرراتی میباشد و اطرافیان پشت سر او بد گویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفریح کند.

ع : او فردی باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمیداند و در دوستی با دیگران پاینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند.

غ: زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس نا امیدی کند در فکر میرود و به گذشته واینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح وصداقت دوست دارد.

ف : او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج میکشد و در زندگی چند بار شکست میخورد ولی در اینده به مقام و منزلت خوبی میرسد.

ق: فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار میکشد و موفق میشود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد میکند.

ک: او فردی است زیبا وخوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب میباشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد.

ل: فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرا فیان نزدیک خود میباشد.

م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بد گویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی میشود و سریع خاموش میشود عشقی میباشد و در تمام کارها تقاضای کمک کند.

ن: او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج میباشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی وخشک میشود همچون قاضی میباشد ودر حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند.

ی :او فردی است پر فکر وزیبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمی مزاج میباشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است او فردی است چهار شانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج میبرد.



یکشنبه 3 مرداد 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

شخصیت شناسی با چند سوال ساده

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید

سوال ها:

1. دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود

2. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث 
 
3- فرض کنید در راهرویی راه می روید . دو در می بینید . یکی در 5 قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو . هر دو در باز هستند . کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می دارید ؟
 



 

4- رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید . قرمز , آبی , سبز ,سیاه و سفید
 



 

5. دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟ 
 
6- در ذهنتان اسب چه رنگی است ؟
قهوه‌ای، سیاه یا سفید 
 
7- توفانی در راه است . کدامیک را انتخاب می کنید: یک اسب یا یک خانه ؟



پاسخ های من:

۱) شفاف

۲)مربع

۳)بله

۴)سبز- سفید - آبی- قرمز- سیاه

۵)بالای کوه و دقیقا نوک کوه

۶)سفید

۷)یک اسب

تا حدودی واسه من درست بود.

شما هم بگید کدوم رو انتخاب کردید.

توصیه می کنم قبل از اینکه جواب رو بخونید پاسخ خودتون رو تو کامنت بزارید که یه مقدار با خودتون آشنا بشید. خودمون رو گول نزنیم.


و اما پاسخ ها:



 

..



 

...



 

.....



 

........



 

1- آبی تیره : شخصیت پیچیده
سبز: آسان گیر و بی‌خیال
شفاف: به سادگی قابل درک
گل‌آلود: آشفته و سردرگم 
 
2- دایره : سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
مربع: خودرأی و خود محور
مثلث: یک دنده و لجباز
(اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد) 
 
3- بله : شما آدم فرصت طلبی هستید
نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید.
 



 

4- این سئوال , اولیتهای شما در زندگی را مشخص می کند.
آبی: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگی
سیاه: مرگ
سفید: ازدواج 
 
5- میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد .

6- قهوه ایی : فروتن و خاکی
سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سرکش، هیجان‌انگیز
سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار 
 
7- این سئوال , الویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.
اسب: همسر
خانه: فرزندان



پنجشنبه 24 تیر 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

شکست عاطفی

سلام.

واقعا تو پست قبلی شرمندم کردین.

با اینکه هیچکس رو دعوت نکردم.

پیام هاتون چه خصوصی و چه عمومی به من دلگرمی می ده.

خیلی از لطفتون ممنون.:

راستی قبل از اینکه بریم سراغ مطلب ، این جمله پیشم خیلی زیبا بود.نظر شما چیه؟:

با تو از خاطره‌ها سرشارم,

با تو تا اکثر شب بیدرم.

عشق من، دست تو یعنی خورشید,

گرمیه دست تو را کم دارم!

 

 

«شکست عاطفی» یکی از دردآورترین اتفاقاتی است که ممکن است برای هر کسی رخ دهد اما مسلما آخر دنیا نیست.یکدفعه از این‌رو به آن‌رو می‌شود. اگر تا دیروز لب به سیگار نمی‌زد، حالا پاکت پشت پاکت دود می‌کند؛ اگر تا دیروز شاد بودن و سرزندگی‌اش توی تمام دانشکده سر زبان‌ها بود، امروز دیگر یا آن‌قدر خودش را توی اتاق حبس کرده است که دیگر کسی توی محوطه دانشکده نمی‌بیندش یا اینکه اسطوره غمگینی و آشفتگی می‌شود.

بعضی وقت‌ها هم یکدفعه آدم منطقی‌ای می‌شود؛ کسی که همه چیزش نهایت دیوانگی است؛ خندیدنش، حرف زدنش، پوشیدن‌اش و حتی رابطه برقرار کردنش. برای این آدم فرضی فقط یک اتفاق افتاده است؛ او «نه» شنیده است.آنهایی که به ادبیات عاشقانه ایران علاقه دارند، احتمالا می‌گویند خیلی نامردی است که شکست عشقی را بیاوریم و با خط‌کش علم روان‌شناسی اندازه‌اش را بگیریم و برایش نسخه بپیچیم.

آنها عاشق قصه زندگی شهریارند. آنها عاشق «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا»هایی هستند که شهریار بعد از شکست عشقی‌اش گفت. آنها دیوانه «لیلا دوباره قسمت ابن‌ سلام شد»های حسین منزوی‌اند.آنها می‌دانند شکست‌های عشقی می‌تواند «واسوخت»های محشری به‌وجود بیاورد که وحشی بافقی ورد زبانش بود. آنها مشتری پر و پا قرص «عشق من شد سبب خوبی و ‌رعنایی او / داد رسـوایی من شهرت زیبایی او» هستند. آنها دلشان نمی‌آید لذت گوش دادن به «خیال نکن نباشی» عصار را با توصیه‌های روان‌شناس‌ها عوض کنند.

به آنها حق می‌دهم. این هم یکی از راه‌های کنار آمدن با شکست عشقی است؛ پناه بردن به شعر. اما کاش این پناه بردن به شعر، فقط به شکل شعر خواندن و آه کشیدن نباشد. کاش شعرگفتن با شکوه را به‌عنوان راه‌حل ادبی شکست عشقی انتخاب کنید.

آیا شکست عاطفی مهم است؟

برای خیلی‌ها فرقی نمی‌کند که یک «نه» جانانه یا یک «نه» محترمانه بشنوند. نفس «نه» شنیدن برای‌ازدواج،یعنی یکی از مهم‌ترین درخواست‌هایی که آدم می‌تواند در زندگی‌اش از کسی داشته باشد، واکنش‌هایی را برمی‌انگیزد.آدم وقتی که از گیج و ویجی انکار کردن شکست و خشمگین شدن از طرف راحت شد، عمیق‌ترین فکری که آرام آرام به‌ذهنش می‌آید، این است: «چرا من؟». این جمله عمیق 2 کلمه‌ای تا پیدا نشدن جواب، دست از سر هیچ‌کس برنمی‌دارد. همین جمله است که می‌تواند یک نفر را به خودکشی وا دارد و یک نفر دیگر را شاعر کند.در واقع متهم اصلی و پنهان شکست عشقی کسی است که شکست‌ خورده، نه کسی که نه گفته است. بعد از اینکه هی سرکوفت زدیم که «مگر او چه چیزی از من سر دارد؟»، به این می‌رسیم که «من چه چیزی کم دارم که او به من نه گفته است». به‌هم می‌ریزیم؛ بدجوری به‌هم می‌ریزیم. با کمال بی‌رحمی باید بگویم که «آدم خوب»‌ها بیشتر به‌هم می‌ریزند؛ آنها که زندگی ساده‌تری داشته‌اند و کمتر حق‌خوری کرده‌اند، حس می‌کنند که سهمشان از زندگی به‌شان داده نشده است.خیلی‌ها ممکن است از این رو به آن رو شوند. آدم خوب‌ها ممکن است بیفتند توی کارهایی که تا به حال فکر کردن به آنها هم اذیتشان می‌کرده است؛ یعنی ممکن است شروع کنند به دوستی به قصد خیانت؛ یعنی فرضشان این است که طرفشان که وابسته شد، می‌زنند زیر همه چیز و دلشان خنک می‌شود که توانسته‌اند انتقام جانانه‌ای از جنس مخالف بگیرند.

خیلی‌ها ممکن است ظاهربین‌تر شوند. آنها حس می‌کنند ظاهرشان مشکلی داشته که جواب رد شنیده‌اند. آنها شروع می‌کنند به اصلاحات(!) سطحی فکر می‌کنند که دیگر عمرا کسی به آنها« نه» بگوید. اما همه این کارها جواب سؤال اول نیست: «چرا من؟ چرا من باید شکست عشقی بخورم؟».اگر دنبال راه‌حل‌های شکست عاطفی بگردید، اسم یک بابای آمریکایی را زیاد می‌شنوید؛ الی فینکل یک استادیار روان‌شناسی دانشگاه نورث وسترن آمریکاست که برداشته در تحقیق 6ماهه‌ای چند پرسشنامه روی دانش‌آموزان دختر و پسر آمریکایی انجام داده است.
او به این نتیجه رسیده که کسانی که وسط رابطه عاشقانه فکر می‌کردند شکست عشقی، مرگبار است وقتی از طرفشان جدا شده‌اند، دیده‌اند که خیلی هم از این خبر‌ها نیست؛ یعنی عوارض شکست عشقی توی ذهن خیلی از عشاق غلو شده بود ولی اگر کمی بیشتر به تحقیق مجازی‌تان ادامه دهید، متوجه می‌شوید که شکست عشقی یکی از 23عامل اصلی خودکشی در ایران است.
آخرین نمونه عینی‌اش توی یکی از دانشگاه‌های کرج- همین سال گذشته- اتفاق افتاد؛ یعنی اینکه ممکن است حرف فینکل کمی تا قسمتی درست باشد و آدم در کل در جو عاشقیت کوچک‌ترین جدایی برایش غیرقابل تحمل باشد اما در ایران از این خبر‌ها نیست.در ایران شکل شکست عشقی، جور دیگری است؛ یعنی معمولا جوان ایرانی با یک «نه» فوری روبه‌رو می‌شود؛ یعنی اینکه کار به علاقه دوطرفه و بعد جدایی نمی‌کشد؛ یعنی او چیز دوطرفه‌ای به دست نمی‌آورد تا از دستش بدهد؛ به همین خاطر شکست عشقی از نوع ایرانی خیلی پررنگ‌تر است. وقتی یک نفر بدون آشنایی 2نفره به تمامیت تو بگوید «نه»، معلوم است که قضیه سهمگین‌تر می‌شود؛ ضمن اینکه افسانه‌هایی که در مورد عشق با شیر مادر وارد گوشت و خون ما شده است، به شکست عشقی یک لایه‌های اسطوره‌ای اضافه کرده است.

چرا واکنش‌ها متفاوت است؟

اینجاست که پای روانکاو‌ها به‌میان کشیده می‌شود. چرا بعضی‌ها بی‌خیالانه به زندگی‌شان ادامه می‌دهند و بعضی‌ها تا پای مرگ هم جلو می‌روند؟ درست است که شما همین چند ماه یا فوقش چند سال پیش عاشق شده‌اید اما ذهنیتی که از عاطفه، محبت و دلبستگی دارید، سال‌ها قبل توی کله نازنین‌تان شکل گرفته است؛ یعنی از اولین باری که مادرتان شما را در آغوش گرفت. کسانی که مادرشان را از دست داده‌اند، شکست‌های عشقی وحشتناک‌تری را تجربه می‌کنند. نه! فقط منظورم از دست دادن فیزیکی نیست.کسانی که به هر دلیلی، داشتن رابطه عاطفی و مادرانه با مادر خود را از دست می‌دهند، همیشه به دنبال یک مادر جایگزین می‌گردند. تصور کنید که دومین مادرتان هم به شما بی‌رحمی کند. معلوم است که شما این دنیا را جای وحشتناکی خواهید دید؛ جایی که به‌وجود آمده تا شما چیزهایی را از دست بدهید؛ البته این قضیه برای خانم‌ها علاوه بر مادر، در مورد پدر هم صادق است.بعضی‌ها هم هستند که دقیقا برعکس این قضیه‌اند. آنها در خانواده‌ای بزرگ شده‌اند که هم از نظر عاطفی و هم از نظرهای دیگر، بیش از حد وابسته بار آمده‌اند. کسانی که در این خانواده‌ها بزرگ شده‌اند هم، خیلی سخت می‌توانند یک «نه» بشنوند. کسانی که توی عمرشان فقط «بله» عاطفی شنیده‌اند.خلاصه اینکه ممکن است خودتان فکر کنید که طرفتان یک آدم دیگر از یک خانواده دیگر و با یک طرز فکر دیگر است که همین‌طور بی‌خود و بی‌جهت به دل شما نشسته است اما مطمئن باشید در ناخودآگاهتان خبرهای دیگری است.اینکه آدم در چه موقعیتی شکست عشقی بخورد هم واکنش‌هایش را متفاوت می‌کند. کسی که در جنبه‌های دیگر زندگی‌اش آدم موفقی است، احتمالا کمتر از شکست عشقی ضربه می‌خورد (البته در این مورد استثنا‌ها فراوان‌اند. می‌دانم). کسانی که احساس‌شان را فقط به‌عنوان یک راز بین خودشان و معشوق‌شان نگه داشته‌اند هم از کسانی که ، کمتر ضربه می‌خورند.

با شکست عشقی چه‌جور کنار بیاییم؟

یکی از دوستان سی و چند ساله‌ام که با یک تجربه غمگین عاشقانه، قضیه جالبی را تعریف می‌کرد؛ او می‌گفت یک پسر 16ساله آمده قضیه عاشق شدن‌اش را برای او تعریف کرده و وقتی دوستم راه‌حل‌هایی ارائه داده، حرف عمیقی شنیده است: «تو نمی‌فهمی که من دارم چه زجری می‌کشم». خیلی از ماها مثل همین پسر 16ساله فکر می‌کنیم.قضیه عشق ما سوزناک‌ترین و پرماجراترین قضیه عاشقانه دنیاست و هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند بفهمد که «زجر عشقی کشیده‌ام که مپرس» ما چطوری است. احتمالا شما هم با این تیتر همین‌جور برخورد می‌کنید؛ حتی بچه‌های روان‌شناسی هم وقتی خودشان عاشق می‌شوند؛ در ذهنشان این سؤال پیش می‌آید که چطور می‌شود کاری کرد که مراجعان فردا با شکست عشقی کنار بیایند؟ به هر حال اینها پیشنهادهای روان‌شناسان است. خیلی‌ها بعد از شکست عشقی کارهای عجیب و غریبی انجام می‌دهند. تا جایی که می‌توانید، لااقل این کارها را انجام ندهید:

پناهگاه روانی قدغن! تعارف که نداریم. شکست عشقی می‌تواند یک نفر را به یک معتاد یا الکلی تمام‌عیار تبدیل کند. خیلی‌ها اولین سیگارشان را بعد از شنیدن یک «نه» کشیده‌اند اما لطفا به خاطر خودتان هم که شده ،گریه‌ها و افسردگی‌های بعد از شکست را به گیجی بعد از سیگار و الكل ترجیح دهید. لااقل به‌خاطر انتقام از طرف‌تان هم که شده، خودتان را تلف نکنید. اگر بگوییم یكی از بازیگرهای هالیوودی بعد از شکست عشقی‌اش اتفاقا اعتیادش را ترک کرده، باور می‌کنید؟
رسوایی قدغن! اصلا از همان اولش که عاشق شدید لازم نیست همه هم‌اتاقی‌ها و همکار‌ها و همکلاسی‌هایتان بفهمند. اعتماد به‌نفس‌تان زیاد است که هست. برون‌گرا هستید که هستید. عوارض این رسوایی وقتی که« نه» شنیدید، معلوم می‌شود؛ وقتی که حتی اگر دیگران هم در موردتان حرف نزنند، خودتان فکر کنید که همه‌جا قصه عشق شما نقل مجالس است. یک سنگ صبور درست و حسابی و رازدار پیدا کنید و خودتان را پیش او خالی کنید.از بالا به قضیه نگاه کنید. کمی از خودتان و زاویه دیدتان به قضیه فاصله بگیرید. بروید بالاتر و بالاتر. حالا خودتان را از بچگی تا پیری ببینید و ببینید که این شکست چقدر توی مسیر زندگی‌تان مؤثر بوده است. حالا آدم‌های دیگر را ببینید. می‌بینید؟ کافی است به دور و بری‌های خودتان فکر کنید تا بفهمید دنیا پر است از فلش‌های یکطرفه. پر است از «نه»هایی که دیگران شنیده‌اند و حتی «نه»هایی که خودتان گفته‌اید. شما تنها نیستید.
به شکست به‌عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید. خیلی‌ها بعد از شکست عشقی، آدم مثبت‌تری می‌شوند. همان‌طور که گفتیم، حتی ممکن است اعتیادشان را بعد از شکست بگذارند کنار. برای این آدم‌ها دیگر نظر معشوق مهم نیست. آنها به خودشان برگشته‌اند و جدا از رویدادهای عاشقانه شروع کرده‌اند به اصلاح خودشان.
شکست عشقی آدم را تمام‌عیار با خودش، عواطفش و فکرهایش روبه‌رو می‌کند. شکست عشقی می‌تواند یک بار دیگر تمام شکست‌های عاطفی زندگی را بیاورد جلوی چشم آدم. این هم می‌تواند هم افسرده‌کننده باشد و هم سازنده؛ یعنی اینکه آدم می‌تواند این مشکل‌های وجودی را لااقل با خودش حل کند و خودخواهی همیشگی‌اش را کنار بگذارد. در سطحی‌ترین حالتش آدم می‌تواند برود مهارت‌های برقرار کردن رابطه را از این‌ور و آن‌ور بیاموزد و در عمیق‌ترین حالتش، هدف زندگی‌اش را عوض‌کند.

حرف بزنید. 2 راه قبلی، راه‌حل‌هایی بود که می‌شد به‌تنهایی هم انجامش داد اما آدمیزاد بعد از شکست عشقی، از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه می‌شود. مشاور و روان‌شناس را برای همین موقع‌ها گذاشته‌اند. به جای اینکه بگذارید موقع خودکشی ناموفق ببندندتان به داروی ضدافسردگی و شوک الکتریکی، وقتی که داغتان تازه است، با یک متخصص حرف بزنید.



پنجشنبه 24 تیر 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

شکست عشقی یا پل موفقیت؟شما چطور معنا میکنید؟

سلام.

بی مقدمه باز هم مطلبی با عنوان شکست عشقی برایتان می نویسم.

در اینترنت که جست و جو کردم متوجه شدم که اکثر کسانی که در عشق شکست می خورند مدام به دنبال مطالبی در مورد شکست عشقی می گردند.

این افراد تا زمانی که به دنبال مطالبی در مورد این نوع شکست می گردند نمی توانند این زخم سنگین را در خود التیام بخشند.

زمانی می توانند این زخم را فراموش کنند که از این شکست پلی بسازند برای موفقیت های آینده.

یعنی به این شکست به عنوان راه تازه ای برای رسیدن به موفقیت بالاتر نگاه کنند نه اینکه به عنوان اتمام زندگی یا فراموش کردن آینده به آن نگاه کنید.

دلیلی ندارد که شما زندگی خود را خراب کنید یا اینکه به دلیل اینکه کسی به شما "نه" گفته بروید به دنبال انتقام از باقی افراد باشید.

هرگز به این فکر نباشید که با کسی دوست شوید او را دلبسته خود کنید و بعد از او جدا شوید که انتقام گرفتم از جنس مخالفم. با این کار بیشتر از اینکه به جنس مخالف ضربه زده باشید به خودتان ضربه زده اید چون هنوز آن اتفاق را در زندگی شخصی تان فراموش نکردید و هم اکنون نیز با آن درگیرید.

وقتی یک "نه" می شونید احساس نکنید دنیا برایتان تمام شده به این فکر کنید که اکنون ذهنتان باز شده و می توانید بهتر تصمیم بگیرید. اگر تصمیم دارید که از طرف مقابلتان انتقام بگیرید هیچ چیز بهتر از این نیست که شما یک فرد بسیار موفق شوید. که اصلا توصیه نمی کنم که همچین کاری را نیز انجام دهید چون علاوه بر اینکه این نشان می دهد که هنوز نتوانسته اید آن خاطره را فراموش کنید و با آن کنار بیایید بلکه نشان می دهد که شما اصلا عاشق نبودید بلکه هوسی بوده که اگر اینطور باشد باید خدا را شکر کنید که تمام شده و به دنبال عشق واقعی بروید.چون یک عاشق واقعی هرگز نمی تواند بپزیرد که کسی که یک روز عاشقانه دوستش داشته کوچکترین دلهره و نگرانی داشته باشد. حال آنکه به بدترین شکل ممکن شما را آزار داده باشد یا به شما "نه" گفته بوده.

یک چیز دیگر هم باید مد نظر داشته باشید و آن اینکه همیشه بدانید که شما عاشق بودید نه طرف مقابلتان.پس اگر جواب منفی شنیدید شوکه نشوید بلکه باید با این واقعیت کنار بیایید که عشق شما یک طرفه بوده و نه اینکه بگویید پس این همه سال که عاشقش بودم چی؟ شما که تا کنون سوالی نکرده بودید بلکه فقط در فکر خودتان خودتان را گول می زدید که در آینده چه زندگی با او خواهید داشت و چه ها و چه ها خواهید کرد با او. و بی دلیل برای آینده ی خود با او برنامه زیری کرده بودید بی آنکه بدانید آیا طرف مقابلتان به شما کوچیکترین علاقه ای دارد یا خیر.

البته این را هم قبول دارم که به هیچ عنوان ازدواج شما در آینده با دختری دیگر هرگز با عشق نخواهد بود یا با آن شدت نخواهد بود اما این را بدانید که همسر فعلی شما نزدیک ترین و عزیز ترین فرد برای شماست پس با خاطرات شیرین یا تلخ گذشته زندگی خود را خراب نکنید.

بلکه به فکر یک زندگی منطقی با همسر خود باشید.

طی مطالعات شخصی و تجربه هایی از زندگی دیگران دریافته ام که زندگی های این چنینی با آرامش بیشتری همراه هست البته اگر خاطرات گذشته را با آن ادغام نکنیم. و این آرامش به این دلیل است که تمام خاطرات شما در زندگی جدید مربوط به خاطرات شما بعد از ازدواج است و چیزی در گذشته بین شما نبوده که بخواهد باعث فخر فروختن بر دیگری باشدوبلکه شما هر دو مسئول خاطرات مشترک هستید.

امیدوارم همیشه در زندگی موفق باشید و از شکست ها پلی بسازید برای موفقیت.



پنجشنبه 24 تیر 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()

بهای عشق چیست جزعشق؟

شمع بود، اما کوچک بود. نور هم داشت اما کم بود.
شمعی که کوچک بود و کم، برای سوختن پروانه بس بود.
مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق.
و زمین پر از شمع و پروانه شد.
پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی باید دور، شمعی که نسوزد، شمعی که بماند.
پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد، عاشق نیست.
شب بود، خدا شمع روشن کرد.
شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود.
شمع خدا پروانه می خواست. لیلی، پروانه اش شد.
بال پروانه های کوچک زود می سوزد، زیرا شمع ها، زیادی نزدیکند.
بال لیلی هرگز نمی سوزد. لیلی پروانه شمع خداست.
شمع خدا ماه است. ماه روشن است؛ اما نمی سوزد.
لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد.



پنجشنبه 24 تیر 1389 توسط عرفان و آیدین | نظرات ()



شاد باشید و از زندگی لذت ببرید
erfan.feh2@yahoo.com

عشق

عرفان و آیدین

دانلود نفس با کیفیت عالی
هانیه توسلی
حسین اكبری
محسن افشانی
امین حیایی
سیاوش خیرابی
نیماشاهرخ شاهی
شاهرخ استخری
‍‍‍‍‍‍ژاوی هرناندز
بیوگرافی خاطره اسدی
عكس های جام جهانی2010
بیوگرافی امیر جعفری
بیوگرافی مسعود شجاعی
بیوگرافی بهاره افشاری
بیوگرافی بهاره افشاری
بیوگرافی حسن جوهر چی
بیوگرافی پژمان بازغی
بیوگرافی فاطمه گودرزی
دلیل دیر ازدواج کردن جوانان امروزی
فال روزانه
جوک های توپ و باحال
اس ام اس جوک
اس ام اس با معنی
اس ام اس برای کسی که دلتو شکسته
اس ام اس هایی از عشق
طالع بینی افراد از روی اول اسم آنان
شخصیت شناسی با چند سوال ساده
شکست عاطفی
شکست عشقی یا پل موفقیت؟شما چطور معنا میکنید؟
بهای عشق چیست جزعشق؟

شخصیت مورد علاقه خود درفرار از زندان؟









بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0