تبلیغات
نگین عشق
نگین عشق

شاد باشید و از زندگی لذت ببرید


همسری برای جوانان امروزی

حکم اعدام، تاوان جنایت هوس آلود
ایسکانیوز: حکم اشد مجازات پسری که اسیر وسوسه های شیطانی شد و یک زن جوان را مقابل چشمان نوزادش کشت امروز در دادگاه کیفری تهران صادر شد.
به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز : تلفن همراه بازپرس حسین اصغرزاده - کشیک وقت دادسرای امور جنایی پایتخت - ظهر 19 فروردین 1388 به صدا درآمد و از کلانتری 127 نارمک خبر رسید زن 25 ساله ای به نام «خدیجه» در یکی از آپارتمان های محله «وحیدیه» قربانی جنایت تکان دهنده شده است.
این مقام قضایی به همراه پلیس دایره 10 اداره آگاهی مرکز به خانه مورد نظر رفت و رسیدگی به معما را دستور کار خود قرار داد.جنازه در آشپزخانه افتاده بود و گریه های بی امان دختر یک ساله بر روان ماموران ، سوهان می زد.شواهد نشان می داد «خدیجه» چند ساعت پیش تر در مقابل چشمان نوزادش خفه و طلاهایش دزدیده شده بود.
درآن بین ، شوهر «خدیجه» با چشمان گریان اظهار داشت : کارمند یکی از بیمارستان های تهران هستم.ساعت 10 صبح امروز (19 فروردین 88 ) از محل کارم با خانه و موبایل همسرم تماس گرفتم اما جواب نداد.به شدت دلواپس شدم ، مرخصی گرفتم و به خانه ام برگشتم.
وی ادامه داد : چند بار زنم را صدا زدم اما باز هم پاسخی نشنیدم.به محض این که وارد آشپزخانه شدم با جنازه همسرم روبه رو شدم.دخترم هم در حالی که از گوش هایش خون می آمد بالای سر او نشسته بود و گریه می کرد.
با اطلاعاتی که این مرد به کارآگاهان داد مشخص شد یک قطعه کارت اعتباری هم از قربانگاه دزدیده شده است.پلیس که احتمال می داد جانی از آشنایان خانواده نگون بخت باشد به تحقیق از ساکنان مجتمع پرداخت و بدین ترتیب معلوم شد پسر یکی از همسایگان معتاد است.
ماموران که به «رسول» 19 ساله مشکوک شده بودند وی را دستگیر کردند و به بازجویی پرداختند.پسر معتاد ، ابتدا خود را بی گناه خواند اما خراش های سر و صورتش که از درگیری حکایت داشت دستش را رو کرد.
«رسول» که می دانست هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود و به کشتن زن همسایه و دزدیدن طلا و کارت عابر بانک او اعتراف کرد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، وی گفت : چند بار «خدیجه» را در راه پله های مجتمع دیده بودم.النگوهای زیادی به دست داشت و برق طلاهایش مرا وسوسه می کرد.
پسر عصیانگر اضافه کرد : صبح آن روز وقتی مطمئن شدم شوهر «خدیجه» از آپارتمان خارج شده و زن جوان و فرزندش تنها هستند اسیر هوس های شیطانی شدم.ساعت 9:30 زنگ آپارتمان «خدیجه» را زدم و در را به رویم باز کرد.به بهانه این که برایمان از شهرستان مهمان آمده از او خواستم چند بشقاب به من قرض بدهد که قبول کرد و به داخل آپارتمان برگشت.
«رسول» اظهار داشت : در فرصت مناسب وارد آپارتمان شدم و «خدیجه» را غافلگیر کردم.من پس از آزار او ، با دستانم خفه اش کردم و طلاهایش را به همراه یک کارت عابر بانک که روی میز آشپزخانه قرار داشت دزدیدم.هنگام فرار گوشواره های دختر بچه را هم درآوردم و ....
به دنبال تکمیل تحقیق در دادسرا و بازسازی صحنه جنایت ، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 113 دادگاه کیفری پایتخت فرستاده شد و هفته گذشته «رسول» پای میز محاکمه ایستاد.
در این نشست که به ریاست قاضی «محمد سلطان همتیار» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند.
«معصومه فلاح» اعلام کرد : با توجه به مدرک های موجود و درخواست اولیای دم ، برای پسر جنایتکار اشد مجازات خواهانم.
سپس شوهر «خدیجه» در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت : قاتل شریک زندگی ام باید هر چه زودتر اعدام شود.
وقتی نوبت دفاع به «رسول» رسید آدمکشی را گردن گرفت و ابراز پشیمانی کرد.
*قاضی : انگیزه اصلی ات در جنایت ، دزدی بود؟
*مجرم : نه.
ادامه این محاکمه ، غیر علنی شد و امروز هیئت قضایی ، جانی هوسران را به قصاص نفس و 100 ضربه شلاق محکوم کرد.
حکم اعدام، تاوان جنایت هوس آلود
ایسکانیوز: حکم اشد مجازات پسری که اسیر وسوسه های شیطانی شد و یک زن جوان را مقابل چشمان نوزادش کشت امروز در دادگاه کیفری تهران صادر شد.
به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز : تلفن همراه بازپرس حسین اصغرزاده - کشیک وقت دادسرای امور جنایی پایتخت - ظهر 19 فروردین 1388 به صدا درآمد و از کلانتری 127 نارمک خبر رسید زن 25 ساله ای به نام «خدیجه» در یکی از آپارتمان های محله «وحیدیه» قربانی جنایت تکان دهنده شده است.
این مقام قضایی به همراه پلیس دایره 10 اداره آگاهی مرکز به خانه مورد نظر رفت و رسیدگی به معما را دستور کار خود قرار داد.جنازه در آشپزخانه افتاده بود و گریه های بی امان دختر یک ساله بر روان ماموران ، سوهان می زد.شواهد نشان می داد «خدیجه» چند ساعت پیش تر در مقابل چشمان نوزادش خفه و طلاهایش دزدیده شده بود.
درآن بین ، شوهر «خدیجه» با چشمان گریان اظهار داشت : کارمند یکی از بیمارستان های تهران هستم.ساعت 10 صبح امروز (19 فروردین 88 ) از محل کارم با خانه و موبایل همسرم تماس گرفتم اما جواب نداد.به شدت دلواپس شدم ، مرخصی گرفتم و به خانه ام برگشتم.
وی ادامه داد : چند بار زنم را صدا زدم اما باز هم پاسخی نشنیدم.به محض این که وارد آشپزخانه شدم با جنازه همسرم روبه رو شدم.دخترم هم در حالی که از گوش هایش خون می آمد بالای سر او نشسته بود و گریه می کرد.
با اطلاعاتی که این مرد به کارآگاهان داد مشخص شد یک قطعه کارت اعتباری هم از قربانگاه دزدیده شده است.پلیس که احتمال می داد جانی از آشنایان خانواده نگون بخت باشد به تحقیق از ساکنان مجتمع پرداخت و بدین ترتیب معلوم شد پسر یکی از همسایگان معتاد است.
ماموران که به «رسول» 19 ساله مشکوک شده بودند وی را دستگیر کردند و به بازجویی پرداختند.پسر معتاد ، ابتدا خود را بی گناه خواند اما خراش های سر و صورتش که از درگیری حکایت داشت دستش را رو کرد.
«رسول» که می دانست هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود و به کشتن زن همسایه و دزدیدن طلا و کارت عابر بانک او اعتراف کرد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، وی گفت : چند بار «خدیجه» را در راه پله های مجتمع دیده بودم.النگوهای زیادی به دست داشت و برق طلاهایش مرا وسوسه می کرد.
پسر عصیانگر اضافه کرد : صبح آن روز وقتی مطمئن شدم شوهر «خدیجه» از آپارتمان خارج شده و زن جوان و فرزندش تنها هستند اسیر هوس های شیطانی شدم.ساعت 9:30 زنگ آپارتمان «خدیجه» را زدم و در را به رویم باز کرد.به بهانه این که برایمان از شهرستان مهمان آمده از او خواستم چند بشقاب به من قرض بدهد که قبول کرد و به داخل آپارتمان برگشت.
«رسول» اظهار داشت : در فرصت مناسب وارد آپارتمان شدم و «خدیجه» را غافلگیر کردم.من پس از آزار او ، با دستانم خفه اش کردم و طلاهایش را به همراه یک کارت عابر بانک که روی میز آشپزخانه قرار داشت دزدیدم.هنگام فرار گوشواره های دختر بچه را هم درآوردم و ....
به دنبال تکمیل تحقیق در دادسرا و بازسازی صحنه جنایت ، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 113 دادگاه کیفری پایتخت فرستاده شد و هفته گذشته «رسول» پای میز محاکمه ایستاد.
در این نشست که به ریاست قاضی «محمد سلطان همتیار» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند.
«معصومه فلاح» اعلام کرد : با توجه به مدرک های موجود و درخواست اولیای دم ، برای پسر جنایتکار اشد مجازات خواهانم.
سپس شوهر «خدیجه» در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت : قاتل شریک زندگی ام باید هر چه زودتر اعدام شود.
وقتی نوبت دفاع به «رسول» رسید آدمکشی را گردن گرفت و ابراز پشیمانی کرد.
*قاضی : انگیزه اصلی ات در جنایت ، دزدی بود؟
*مجرم : نه.
ادامه این محاکمه ، غیر علنی شد و امروز هیئت قضایی ، جانی هوسران را به قصاص نفس و 100 ضربه شلاق محکوم کرد.
حکم اعدام، تاوان جنایت هوس آلود
ایسکانیوز: حکم اشد مجازات پسری که اسیر وسوسه های شیطانی شد و یک زن جوان را مقابل چشمان نوزادش کشت امروز در دادگاه کیفری تهران صادر شد.
به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز : تلفن همراه بازپرس حسین اصغرزاده - کشیک وقت دادسرای امور جنایی پایتخت - ظهر 19 فروردین 1388 به صدا درآمد و از کلانتری 127 نارمک خبر رسید زن 25 ساله ای به نام «خدیجه» در یکی از آپارتمان های محله «وحیدیه» قربانی جنایت تکان دهنده شده است.
این مقام قضایی به همراه پلیس دایره 10 اداره آگاهی مرکز به خانه مورد نظر رفت و رسیدگی به معما را دستور کار خود قرار داد.جنازه در آشپزخانه افتاده بود و گریه های بی امان دختر یک ساله بر روان ماموران ، سوهان می زد.شواهد نشان می داد «خدیجه» چند ساعت پیش تر در مقابل چشمان نوزادش خفه و طلاهایش دزدیده شده بود.
درآن بین ، شوهر «خدیجه» با چشمان گریان اظهار داشت : کارمند یکی از بیمارستان های تهران هستم.ساعت 10 صبح امروز (19 فروردین 88 ) از محل کارم با خانه و موبایل همسرم تماس گرفتم اما جواب نداد.به شدت دلواپس شدم ، مرخصی گرفتم و به خانه ام برگشتم.
وی ادامه داد : چند بار زنم را صدا زدم اما باز هم پاسخی نشنیدم.به محض این که وارد آشپزخانه شدم با جنازه همسرم روبه رو شدم.دخترم هم در حالی که از گوش هایش خون می آمد بالای سر او نشسته بود و گریه می کرد.
با اطلاعاتی که این مرد به کارآگاهان داد مشخص شد یک قطعه کارت اعتباری هم از قربانگاه دزدیده شده است.پلیس که احتمال می داد جانی از آشنایان خانواده نگون بخت باشد به تحقیق از ساکنان مجتمع پرداخت و بدین ترتیب معلوم شد پسر یکی از همسایگان معتاد است.
ماموران که به «رسول» 19 ساله مشکوک شده بودند وی را دستگیر کردند و به بازجویی پرداختند.پسر معتاد ، ابتدا خود را بی گناه خواند اما خراش های سر و صورتش که از درگیری حکایت داشت دستش را رو کرد.
«رسول» که می دانست هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود و به کشتن زن همسایه و دزدیدن طلا و کارت عابر بانک او اعتراف کرد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، وی گفت : چند بار «خدیجه» را در راه پله های مجتمع دیده بودم.النگوهای زیادی به دست داشت و برق طلاهایش مرا وسوسه می کرد.
پسر عصیانگر اضافه کرد : صبح آن روز وقتی مطمئن شدم شوهر «خدیجه» از آپارتمان خارج شده و زن جوان و فرزندش تنها هستند اسیر هوس های شیطانی شدم.ساعت 9:30 زنگ آپارتمان «خدیجه» را زدم و در را به رویم باز کرد.به بهانه این که برایمان از شهرستان مهمان آمده از او خواستم چند بشقاب به من قرض بدهد که قبول کرد و به داخل آپارتمان برگشت.
«رسول» اظهار داشت : در فرصت مناسب وارد آپارتمان شدم و «خدیجه» را غافلگیر کردم.من پس از آزار او ، با دستانم خفه اش کردم و طلاهایش را به همراه یک کارت عابر بانک که روی میز آشپزخانه قرار داشت دزدیدم.هنگام فرار گوشواره های دختر بچه را هم درآوردم و ....
به دنبال تکمیل تحقیق در دادسرا و بازسازی صحنه جنایت ، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 113 دادگاه کیفری پایتخت فرستاده شد و هفته گذشته «رسول» پای میز محاکمه ایستاد.
در این نشست که به ریاست قاضی «محمد سلطان همتیار» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند.
«معصومه فلاح» اعلام کرد : با توجه به مدرک های موجود و درخواست اولیای دم ، برای پسر جنایتکار اشد مجازات خواهانم.
سپس شوهر «خدیجه» در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت : قاتل شریک زندگی ام باید هر چه زودتر اعدام شود.
وقتی نوبت دفاع به «رسول» رسید آدمکشی را گردن گرفت و ابراز پشیمانی کرد.
*قاضی : انگیزه اصلی ات در جنایت ، دزدی بود؟
*مجرم : نه.
ادامه این محاکمه ، غیر علنی شد و امروز هیئت قضایی ، جانی هوسران را به قصاص نفس و 100 ضربه شلاق محکوم کرد.
حکم اعدام، تاوان جنایت هوس آلود
ایسکانیوز: حکم اشد مجازات پسری که اسیر وسوسه های شیطانی شد و یک زن جوان را مقابل چشمان نوزادش کشت امروز در دادگاه کیفری تهران صادر شد.
به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز : تلفن همراه بازپرس حسین اصغرزاده - کشیک وقت دادسرای امور جنایی پایتخت - ظهر 19 فروردین 1388 به صدا درآمد و از کلانتری 127 نارمک خبر رسید زن 25 ساله ای به نام «خدیجه» در یکی از آپارتمان های محله «وحیدیه» قربانی جنایت تکان دهنده شده است.
این مقام قضایی به همراه پلیس دایره 10 اداره آگاهی مرکز به خانه مورد نظر رفت و رسیدگی به معما را دستور کار خود قرار داد.جنازه در آشپزخانه افتاده بود و گریه های بی امان دختر یک ساله بر روان ماموران ، سوهان می زد.شواهد نشان می داد «خدیجه» چند ساعت پیش تر در مقابل چشمان نوزادش خفه و طلاهایش دزدیده شده بود.
درآن بین ، شوهر «خدیجه» با چشمان گریان اظهار داشت : کارمند یکی از بیمارستان های تهران هستم.ساعت 10 صبح امروز (19 فروردین 88 ) از محل کارم با خانه و موبایل همسرم تماس گرفتم اما جواب نداد.به شدت دلواپس شدم ، مرخصی گرفتم و به خانه ام برگشتم.
وی ادامه داد : چند بار زنم را صدا زدم اما باز هم پاسخی نشنیدم.به محض این که وارد آشپزخانه شدم با جنازه همسرم روبه رو شدم.دخترم هم در حالی که از گوش هایش خون می آمد بالای سر او نشسته بود و گریه می کرد.
با اطلاعاتی که این مرد به کارآگاهان داد مشخص شد یک قطعه کارت اعتباری هم از قربانگاه دزدیده شده است.پلیس که احتمال می داد جانی از آشنایان خانواده نگون بخت باشد به تحقیق از ساکنان مجتمع پرداخت و بدین ترتیب معلوم شد پسر یکی از همسایگان معتاد است.
ماموران که به «رسول» 19 ساله مشکوک شده بودند وی را دستگیر کردند و به بازجویی پرداختند.پسر معتاد ، ابتدا خود را بی گناه خواند اما خراش های سر و صورتش که از درگیری حکایت داشت دستش را رو کرد.
«رسول» که می دانست هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود و به کشتن زن همسایه و دزدیدن طلا و کارت عابر بانک او اعتراف کرد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، وی گفت : چند بار «خدیجه» را در راه پله های مجتمع دیده بودم.النگوهای زیادی به دست داشت و برق طلاهایش مرا وسوسه می کرد.
پسر عصیانگر اضافه کرد : صبح آن روز وقتی مطمئن شدم شوهر «خدیجه» از آپارتمان خارج شده و زن جوان و فرزندش تنها هستند اسیر هوس های شیطانی شدم.ساعت 9:30 زنگ آپارتمان «خدیجه» را زدم و در را به رویم باز کرد.به بهانه این که برایمان از شهرستان مهمان آمده از او خواستم چند بشقاب به من قرض بدهد که قبول کرد و به داخل آپارتمان برگشت.
«رسول» اظهار داشت : در فرصت مناسب وارد آپارتمان شدم و «خدیجه» را غافلگیر کردم.من پس از آزار او ، با دستانم خفه اش کردم و طلاهایش را به همراه یک کارت عابر بانک که روی میز آشپزخانه قرار داشت دزدیدم.هنگام فرار گوشواره های دختر بچه را هم درآوردم و ....
به دنبال تکمیل تحقیق در دادسرا و بازسازی صحنه جنایت ، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 113 دادگاه کیفری پایتخت فرستاده شد و هفته گذشته «رسول» پای میز محاکمه ایستاد.
در این نشست که به ریاست قاضی «محمد سلطان همتیار» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند.
«معصومه فلاح» اعلام کرد : با توجه به مدرک های موجود و درخواست اولیای دم ، برای پسر جنایتکار اشد مجازات خواهانم.
سپس شوهر «خدیجه» در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت : قاتل شریک زندگی ام باید هر چه زودتر اعدام شود.
وقتی نوبت دفاع به «رسول» رسید آدمکشی را گردن گرفت و ابراز پشیمانی کرد.
*قاضی : انگیزه اصلی ات در جنایت ، دزدی بود؟
*مجرم : نه.
ادامه این محاکمه ، غیر علنی شد و امروز هیئت قضایی ، جانی هوسران را به قصاص نفس و 100 ضربه شلاق محکوم کرد.

طبیعت بسیار زیبا، گل های رنگارنگ و چشم نواز، درختان سر به فلک کشیده، آبشارها و جوی های آب زلال و روان و آب و هوای معتدل در کنار جوانانی پاک و سرشار از شور و صفا در اردوگاه شهید رجایی نیشابور گرد هم آمده بودند و ما نیز در کلبه ای ـ و به قول بچه ها پاتوقی ـ سنّتی که نامش را کلبه «با جوان تا آسمان معرفت» گذاشته بودیم، نشسته و پاسخگوی سؤالات آنها در خور توان خود بودیم.

عصر یکی از روزهای تابستان که باد ملایم و معتدلی نیز در حال وزیدن بود ، چند نفر از دانش آموزان دبیرستانی به کلبه خودشان آمدند و گپی دوستانه را درباره «انتخاب همسر در عصر و زمان فعلی» شروع کردیم. همه چیز با یک سؤال شروع شد:

یکی از بچه ها: از آن جا که در مسائل دینی ، شرم و حیا نباید مانع سؤال گردد، سؤال بنده این است که: در عصری که ما زندگی می کنیم و عصر ارتباطات، ماهواره، اینترنت و ... می نامندش، خیلی از امور تغییر یافته و بشر به رشد و توسعه در بسیاری از امور نایل گردیده است. لذا در ذائقه ما جوانان، برخی آداب و رسوم قدیمی چندان دلچسب نیست. از جمله در امر ازدواج و انتخاب همسر که به نظر من همین که دختر و پسری یکدیگر را دوست داشتند و به همدیگر عشق ورزیدند، کافی است.

هم کلبه ای (نگارنده): ضمن تشکر از دوستان که سؤال خود را مطرح فرمودند (که مسئله مهم و ضروری ای هم هست)، اما ـ دوستان عزیز! ـ لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که چون انسان ، مزیّن به صفت و نعمت «عقل» شده است، قدرت ابتکار و خلاقیّت و نوآوری دارد و زندگی او رو به رشد و کمال است و خصوصا سن جوانی ، اقتضای تغییر و تحول و نو شدن دارد و این از امتیازات انسان است، به خلاف حیوان که زندگی یکنواختی دارد . مثلاً زندگی زنبور عسل، همان زندگی زنبور عسل چند قرن قبل است و تغییر و تحولی در سبک کندوی عسل ایجاد نکرده است. حالا انسان می تواند رو به کمال نرود و از عقلش بهره لازم را نگیرد. در این صورت ، انتخاب هایش دیگر انتخاب های انسانی نخواهد بود.

یکی دیگر از دوستان جوان: می خواستم بدانم دیدگاه اسلام درباره تغییر و تحول چیست؟

هم کلبه ای : دوستان! بهتر است برای پاسخ گفتن به این سؤال دقیق، از یک اسلام شناس برجسته کمک بگیریم. شهید مرتضی مطهری در این بار می فرماید: «نه باید جُمود داشت و اسلام را مسکون و بی حرکت و مخالف توسعه و ارائه شیوه های جدید دانست و نه باید جاهل بود و هر چیز نوی را به صِرف نو بودن، با ارزش به حساب آورد... اسلام با پیشرفت و تکامل موافق است ؛ ولی همزمان که علم به پیش می رود، هوس ها و انحرافات نیز رشد می کنند و جدید می شوند که اسلام با آن مخالف است» .(1)

یکی از بچه ها (که ظاهری آرام داشت دفترچه ای را که همراهش بود، باز کرد و ضمن معذرت خواهی گفت): با اجازه دوستان می خواهم جمله ای را از یکی از دانشمندان غربی در زمینه این که دین اسلام، قابلیت تسلّط بر حالات گوناگون بشری را دارد، برایتان نقل کنم. برنارد شاوْ نویسنده معروف انگلیسی گفته است: «من همیشه نسبت به دین محمد[ص [به خاطر خاصیت زنده بودن عجیبش نهایت احترام را داشته ام . به نظر من اسلام، تنها آیینی است که استعداد توافق و تسلّط بر حالات گوناگون و صور متغیّر زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد».

بغل دستی: لطفا بفرمایید این جمله را از چه کتاب و منبعی نقل نمودید؟

ـ متأسفانه فراموش کرده ام منبع آن را در دفترچه ام بنویسم.

هم کلبه ای: این جمله را شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام، از برنارد شاو، نقل می کند. چه خوب است جوانان عزیز، قبل از ازدواج، این کتاب را به دقّت مطالعه نمایند . البته در ادامه اش آقای برنارد شاو می گوید: «چنین پیش بینی می کنم و از هم اکنون نیز آثار آن پدیدار شده است که ایمان محمد[ص] مورد قبول اروپای فردا خواهد بود».(2) نتیجه این که علی رغم این که اسلام با تحول و نو شدن مخالف نیست، ولی با هر نو شدنی نیز موافق نیست ؛ بلکه اصول ثابتی دارد که هر تغییر و تحولی چنانچه در چارچوب این اصول باشد، پذیرفته شده است، وگرنه مردود است.

یکی از بچه ها: چنان که ممکن است این اصول ثابت را نام ببرید و برخی از مواردی را که با آن اصول، مخالف یا موافق است، ذکر نمایید؟

هم کلبه ای: آفرین بر این دوست عزیزمان که سؤال بجایی مطرح نمودند! بله دوستان! این اصول، مثل لباس و کفش نیست که کهنه شود ؛ بلکه برای همیشه پابرجاست، از قبیل: اصل توحید، عدالت، نبوت، معاد، صداقت، عفت، وفاداری، پرهیز از ظلم و جنایت و... لذا سنّت ها و محصولات جدیدی چون پارتی های شبانه، مجالس مختلط، مُخدّرهای جدید، مزاحمت ها و متلک گویی های اینترنتی و... مورد تأیید اسلام نیست و آیین ما به شدّت با آنها مخالف است ؛ اما استفاده از رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی جدید در جهت صحیح، مسافرت با هواپیما، استفاده از برق، دستگاه چاپ و ... هرگز مورد نهی نیست.

اما در مورد انتخاب همسر و مسائلی که دوست عزیزمان در اول جلسه مطرح نمودند، بهتر است قبل از آن به این سؤال پاسخ دهیم که: اصلاً هدف از ازدواج چیست؟ چون متناسب با هدف است که سبک و راه، معلوم می شود. ما تا ندانیم برای چه می خواهیم ازدواج کنیم، چگونه در انتخاب و گزینش همسر می توانیم به نتیجه برسیم؟

یکی از بچه ها (که در حال نوشتن بود، سرش را بلند کرد و گفت): برای این ازدواج می کنیم تا از امر و نهی های پدر و مادر خلاص شویم!

دوست روبه رویی اش: شاید هم مجبوریم ؛ چون اگر ازدواج نکنیم، نه به ما شغل مناسب می دهند، نه وام ازدواج! و حتی اگر به مسافرت برویم نیز ، مسافرخانه ها به ما اتاق نمی دهند! (خنده حُضّار)

هم کلبه ای: بله، دوستان عزیز! اهداف مختلف و متفاوتی در ازدواج مطرح است که تابع بینش افراد است. برخی فقط جهت دستیابی به منافع اقتصادی و مال و ثروت، ازدواج می کنند. لذا دنبال خانواده های ثروتمند می گردند. برخی فقط به خاطر ارضای نیازهای جسمی و شهوانی ازدواج می کنند. در نتیجه دنبال همسرانی زیباروی می گردند. برخی همین که از کسی خوششان آمد و به قول خودشان : «عاشق او شدند»، دنبال این هستند تا به عشقشان برسند و... اما ببینیم آیا در منابع دینی ما (قرآن و احادیث)، درباره هدف ازدواج، سخنی به میان آمده است؟

یکی از دوستان (که بعدا معلوم شد حافظ کل قرآن است ، با صوتی زیبا این آیه را تلاوت کرد): «و مِن آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ أنفُسکُم أزواجا لِتَسکُنوا إلیها وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَرَحمةً»(3) (که همه با یک صلوات، او را تشویق کردند).

هم کلبه ای: آفرین بر این دوست خوبمان که با تلاوت این آیه شریفه، هم مجلس و کلبه ما را باصفا و نورانی کردند و هم پاسخی متین به سؤال مطرح شده دادند.

بله، عزیزان! یکی از مهم ترین اهداف ازدواج از منظر اسلام، ایجاد کانون آسایش و آرامش برای زن و مرد است ؛ چون خلقت آنها طوری است که از جهت روانی به یکدیگر نیازمندند و در سایه ازدواج به آرامش می رسند ؛ آرامشی که لازمه و مقدمه کمال و سعادت انسان است.

حفظ عفت و پاکدامنی و ارضای صحیح غریزه جنسی نیز از دیگر اهداف ازدواج است. لذا پیامبر بزرگوار ما فرمودند: «کسی که ازدواج کند، نصف ایمانش را حفظ کرده است. بر او باد به نصف دیگر!» . پرورش و تربیت فرزندانی سالم و شایسته و حفظ نسل نیز از اهداف ازدواج است و جامعه آن گاه به کمال و سعادت واقعی می رسد که خانواده ها، فرزندانی خوب و شایسته تربیت کنند.

یکی از دانش آموزان (که تا آن لحظه ساکت نشسته بود و متفکرانه گوش می داد، گفت): بنابراین می توان گفت ازدواج از نظر اسلام، امری است مقدس، جهت طی کمالات معنوی، و کسی که با این انگیزه ازدواج کند، ثواب کرده است؟

هم کلبه ای: بله کاملاً صحیح است. اما اگر ازدواج به انگیزه های دیگری انجام گیرد، معمولاً منجر به شکست و باعث رکود انسان می گردد؛ لذا پیامبر اسلام در حدیث زیبایی می فرماید: «کسی که همسر حلالی را با مال حلال بگیرد، ولی منظورش فخرفروشی و خودنمایی و تظاهر باشد، خدا این وصلت را مایه ذلت و خواری او قرار می دهد».(4)

یکی از بچه ها (همو که دفترچه ای داشت و نکات خود را می نوشت): با اجازه دوستان، من هم در این زمینه، سخنی از ویل دورانْت (نویسنده کتاب تاریخ تمدن) نوشته ام که البته منبع آن را نیز یادداشت کرده ام که ایشان می گوید: «ازدواج اگر به خاطر زیبایی و علایق به اصطلاح عشقی صورت گیرد، معمولاً با شکست مواجه خواهد شد و آشفته می گردد» .(5)

هم کلبه ای: بله ، دوستان عزیز! و شاید همین انگیزه های مادی و بی ارزش در کار ازدواج، باعث تزلزل کانون خانواده در غرب و حتی در کشور خودمان باشد ؛ اما اگر انگیزه ها خدایی باشد، خیلی از موانع، رفع می گردد و افراد، علی رغم این که شاید در ظاهر شباهتی به یکدیگر نداشته باشند، ولی با هم ، زندگی شیرین و پُرعاطفه ای را شروع خواهند کرد.

یکی از بچه ها (که بر لب جوی آب نشسته بود گفت): پس این که از قدیم شنیده ایم که پیامبر اسلام، جُوَیْبِر را ـ که شخصی سیاه و کوتاه قد بود ـ به ازدواج زُلفا ـ که دختری از خانواده ای پولدار و مرفّه بود ـ درآورد، به خاطر آن بوده که این امور ظاهری، نمی توانند ملاک انتخاب همسر باشند.

یکی دیگر از بچه ها (درحالی که کتابی را نشان می داد گفت): دوستان! کتابی که می بینید، نامش نیمه پنهان ماه مربوط به زندگی شهید دکتر مصطفی چمران و از زبان همسر لبنانی ایشان است. در این جا نیز نوشته که این خانم با آن که وقتی در خانه پدر و مادرش بود، وضع بسیار خوبی داشت، به طوری که برای خودش خدمتکار داشت، ولی وقتی شهید چمران به خواستگاری او رفت، قبول کرد.

هم کلبه ای: بله دوستان! همان طور که آن دوستِ نشسته بر لب جوی آب (که امید است گذر عمر را نیز ببیند) و دوست دیگرمان فرمودند، زیبایی، ثروت، تحصیلات و ... به تنهایی نمی توانند ملاک و هدف ازدواج باشند ؛ چون نیاز به ازدواج، تنها یک نیاز جسمانی نیست ؛ بلکه در عین حال ، نیازی است معنوی که برآورنده نیازهای روانی، تقویت کننده ایمان و عامل مهمی در سعادت یا شقاوت انسان در آخرت است و حتما شما افرادی را سراغ دارید که با انتخاب همسری شایسته به سعادت دنیا و آخرت رسیدند که نمونه بارز آن، زُهَیر بن قین (از شهدای کربلا) است که چون فرستاده امام حسین(ع) در کربلا به نزد او آمد، ابتدا از این که دعوت حضرت را پاسخ دهد، امتناع ورزید ؛ ولی همسر نجیبش ، او را از خواب غفلت بیدار کرد و جزوِ یاران امام حسین(ع) و شهدای کربلا گردید.(6)

در این هنگام، مسئول اردو که حاج آقایی روحانی بود، از جلوی کلبه رد می شد که بچه ها به احترام ایشان از جایشان بلند شدند و از او تقاضا کردند تا به جمعشان ملحق شود که ایشان با کمال تواضع، دعوت دوستان را پذیرفت و بچه ها با یک صلوات، آماده شدند تا از زبان ایشان، ویژگی های همسر شایسته را بشنوند. البته پیش از صحبت ایشان، هم کلبه ای گزارش مختصری را از موضوع جلسه و صحبت هایی که رد و بدل شده بود، به اطلاع ایشان رسانید.

حاج آقا: عزیزانم! آنچه از بزرگان دین ما ـ که خیرخواه ترین انسان ها نسبت به ما بوده اند و هستند ـ در کار انتخاب همسر به ما رسیده، حدّاقل سه ملاک ، لازم و ضروری است که عبارت اند از:

ملاک اول ، ایمان و تقواست . می توان گفت چنانچه همسر آینده انسان ، دارای این ویژگی باشد، خانواده ای متعال ، شکل خواهد گرفت . در تاریخ آمده است که شخصی خدمت امام مجتبی(ع) رسید و در مورد پسری که به خواستگاری دخترش آمده بود، مشورت خواست (چه نیکوست که والدین یا خود جوانان اگر شناختی نسبت به خواستگار ندارند با آدم های خبره و مؤمن، مشورت نمایند). حضرت فرمود: «او را به ازدواج شخص متقی درآور ؛ چرا که اگر دخترت را دوست بدارد، او را گرامی خواهد داشت و اگر دوستش نداشته باشد، به او ستم هم نمی کند».

از حضرت صادق(ع) نیز نقل شده است که: «سه چیز مایه آسایش مؤمن است: ... همسر شایسته ای که در کارهای دنیا و آخرت، یاور انسان باشد».

یکی از دانش آموزان: حاج آقا! آیا داشتن ایمان به تنهایی کافی است؟ چون برخی افراد، ظاهرا ایمان دارند، ولی اخلاق خوبی ندارند؟

حاج آقا: حرف شما کاملاً صحیح است ؛ ولی ـ دوستان! ـ هرچه ایمان انسان ، قوی تر باشد و از تقوای بالاتری برخوردار باشد، رعایت اخلاق از جانب او نیز بیشتر می شود. لذا در احادیث ما آمده است که شخصی خدمت حضرت امام رضا(ع) رسید و فرمود: شخصی به خواستگاری دخترم آمده که بداخلاق است. حضرت(ع) فرمود: «اگر بداخلاق است، او را نپذیرید».(7) بنابراین، ویژگی دوم، اخلاق نیکوست.

سومین ویژگی یک همسر خوب، برخورداری از شرافت خانوادگی است ؛ یعنی در خانه ای رشد کرده باشد که اهل آن خانه ، به ایمان و تقوا، رعایت حقوق، ادب و احترام با مردم و اصل و نسبْ معروف باشند که در این صورت، فرزندی که در این خانواده رشد نماید، دارای ویژگی های خوب و شایسته است. پیامبر(ص) فرمود: «از گل های روییده شده در تالاب، بپرهیزید!». گفته شد : منظور کیست؟ حضرت فرمود: «زن زیبایی که در خانواده ای بد رشد کرده باشد».(8)

مرحوم سید بن طاووس به فرزندش چنین سفارش می کند: «بهتر است که به اندازه نیاز، به علم اَنساب [شناخت نسب افراد] نیز آگاه شوی تا به کمک آن، کسانی را که در نسبشان اشکالی وجود دارد، بشناسی و زاد و ولد خود را در آن طایفه قرار ندهی و با آنان ازدواج نکنی».(9)

یکی از حُضّار: حاج آقا! به نظر می آید که در این زمان، پیدا کردن چنین همسرانی بسیار مشکل باشد.

حاج آقا: بله عزیزانم! معمولاً جنس خوب، کمیاب است ؛ ولی نایاب نیست . باید تلاش کرد و زحمت کشید تا او را پیدا کرد و مطمئنا برای انسان های مؤمن، همسرانی مؤمن و شایسته وجود خواهد داشت. لذا آیه شریفه می فرماید: «وَالطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ والطَّیِّبونَ لِلطَّیِّباتِ...»؛(10) زنان پاک برای مردان پاک اند و مردان پاک برای زنان پاک .

البته این نکته را نیز باید توجه داشت که در انتخاب همسر نباید خیلی آرمانی اندیشید و زیاد هم سخت گرفت ؛ و الاّ مثل جریان آن شخصی می شود که حدود 25 ویژگی برای همسر آینده اش نوشت و رفت نزد امامزاده و از او همسری با آن ویژگی ها را خواست تا این که ازدواج کرد و روزهای اوّل دید: به به! عَجَب همسری که تمام آن 25 ویژگی را دارد! لذا از امامزاده حسابی تشکر کرد ؛ اما کم کم دید یکی یکی، از ویژگی های همسرش کاسته می شود و نزدیک بود که همه از دست بروند که دوان دوان به خدمت امامزاده رسید و گفت: «آقا جان! این جنسی که به ما دادی، قلابی بود!» و امامزاده هم شب به خوابش آمد و گفت: «به جان خودت قسم، از این جنسی که تو خواستی، بهتر از این نداشتیم!» . (خنده حضّار)

هم کلبه ای: ضمن تشکر از حاج آقا که با بیانات شیرین و مفید خویش به مجلس ما صفا دادند، به این نتیجه رسیدیم که چون ازدواج امری است مقدس و مقدّمه ای جهت رشد و کمال معنوی و تربیت فرزندانی صالح، لذا باید همسری انتخاب کرد که دارای ایمان، تقوا، اخلاق نیکو و اصالت خانوادگی باشد.

حاج آقا: البته با رعایت سه ویژگی یاد شده، در نظر گرفتن ملاک هایی چون: زیبایی، همسن بودن، تحصیلات و... ضرری ندارد.

یکی از دانش آموزان (که تا آن لحظه ساکت نشسته بود): حاج آقا! گرچه وقت شما را زیاد گرفتیم، ولی به عنوان آخرین سؤال، لطفا چنانچه ممکن است، پیامدهای عدم رعایت ویژگی های سه گانه مذکور در انتخاب همسر را بیان کنید!

حاج آقا: عزیزانم! آنچه به عنوان بِتون و چسبِ خانواده می توان از آن، نام برد، محبت و صفاست که در سایه ایمان و اخلاق نیکو حاصل می شود. اما عدم رعایت آنها همان چیزی است که الان در کشورهای غربی (بخصوص) و حتی در کشور خودمان با تأسف فراوان، شاهدیم که عبارت است از : «از هم گسیختگی خانواده ها، اضطراب و ناراحتی های روانی، بچه های طلاق، فساد و فحشا و... و نسبت به جوانان پاک اما ساده ای که گول اصطلاحاتی چون: تجدّد، عصر ماهواره، امروزی شدن و... را می خورند و در انتخاب همسر، به ظواهر اکتفا می کنند، باید چنین گفت که:

غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم

در کشوری که قبله نما موج می زند!

در پایان گفتگویمان، حاج آقا، ضمن دعا برای سعادت و خوشبختی همه جوانان عزیز (خصوصا عزیزان جمع حاضر) و اهدای صلوات بر محمد و آل محمد، بحث را به پایان برد و بعد از یک پذیرایی مختصر که عبارت بود از چای سنّتی و خربزه مشهدی، چون صدای ملکوتی قرآن در فضای اردوگاه پیچید و خبر از نزدیکی وقت نماز می داد، جهت اقامه نماز جماعت مغرب و عشا، با جمع دوستان، راهی نمازخانه با صفای اردوگاه شدیم.


1 . اسلام و مقتضیات زمان، مرتضی مطهری ، ص 438.

2 . مجموعه آثار ، مرتضی مطهری، ج 19، ص 101، نظام حقوق زن در اسلام.

3 . سوره روم ، آیه 21 .

4 .

5 . تاریخ تمدن، ویل دورانت ، ج 7 .

6 . فرهنگ عاشورا، جواد محدّثی، ص 201.

7 . وسائل الشیعة، ج 20، ص 81 .

8 . همان، ص 35.

9 . کشف المهجة، ص 201 .

10 . سوره نور ، آیه 26.



شنبه 5 تیر 1389 توسط Aidin D.K | نظرات ()



شاد باشید و از زندگی لذت ببرید
erfan.feh2@yahoo.com

عشق

عرفان و آیدین

دانلود نفس با کیفیت عالی
هانیه توسلی
حسین اكبری
محسن افشانی
امین حیایی
سیاوش خیرابی
نیماشاهرخ شاهی
شاهرخ استخری
‍‍‍‍‍‍ژاوی هرناندز
بیوگرافی خاطره اسدی
عكس های جام جهانی2010
بیوگرافی امیر جعفری
بیوگرافی مسعود شجاعی
بیوگرافی بهاره افشاری
بیوگرافی بهاره افشاری
بیوگرافی حسن جوهر چی
بیوگرافی پژمان بازغی
بیوگرافی فاطمه گودرزی
دلیل دیر ازدواج کردن جوانان امروزی
فال روزانه
جوک های توپ و باحال
اس ام اس جوک
اس ام اس با معنی
اس ام اس برای کسی که دلتو شکسته
اس ام اس هایی از عشق
طالع بینی افراد از روی اول اسم آنان
شخصیت شناسی با چند سوال ساده
شکست عاطفی
شکست عشقی یا پل موفقیت؟شما چطور معنا میکنید؟
بهای عشق چیست جزعشق؟

شخصیت مورد علاقه خود درفرار از زندان؟









بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0